تبليغاتX
هه ر ب‍ژي كوردستان

مهستی، خواننده ایرانی در سن شصت سالگی به دلیل ابتلا به سرطان، در سانتا رزا در شمال کالیفرنیا درگذشت.
 

بی.بی.سی: خبر درگذشت این خواننده قدیمی ابتدا در رسانه های فارسی زبان منتشر شد، وی از مدتها قبل به دلیل ابتلا به سرطان روده بیمار و بستری بود.
خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1325) متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی، یکی از مشهورترین موسیقیدان های ایران، کشف شد.
نخستین آوازهای او در مجموعه گلهای رنگارنگ که در دهه چهل از رادیو ملی ایران پخش می شد، به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.
مهستی از ازدواج اول خود با خسرو ناظمیان، یک دختر به نام سحر دارد که در شمال کالیفرنیا زندگی می کند.
کمی پس از انقلاب ایران، مهستی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه ها از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد.
از وی بالغ بر 35 آلبوم موسیقی از جمله: "هوای یار"، "آشفته"، "مسافر" و "گل امید" منتشر شده که اغلب آنها با استقبال روبرو شده است.
در بهمن ماه سال گذشته مهستی اعلام کرد که مبتلا به سرطان پیشرفته است و غفلت در درمان آن، سبب وخامت بیماری شده است و از این طریق از جامعه ایرانیان درخواست کرد تا در برابر عوامل سرطان زا و یا نشانه های این بیماری هوشیاری بیشتری به خرج دهند.
مهدی ذکایی، سردبیر مجله جوانان در لس آنجلس در باره درگذشت مهستی می گوید: "وی روز گذشته در بیمارستان درگذشت، درحالی که با وخامت حالش به منزل دخترش، سحر در شمال کالیفرنیا رفته بود و دو روز آخر نیز در اغما به سر می برد."
آقای ذکایی با اشاره به آثار برجامانده از مهستی در موسیقی ایران می گوید که تاثیر مهستی در موسیقی سنتی ایران غیرقابل انکار و با ارزش است و سرمایه موسیقی سنتی ایران محسوب می شود.

+ نوشته شده توسط ماردين در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 2:32 |

 

کوردستان میدیا: براساس خبر مرکز خبری PDKI، قرار است مردم ایران و بویژه مردم کردستان در 27 اردیبهشت 1386 (روز جهانی ارتباطات) با هدف ابراز نارضایتی از سیستم مخابرات جمهوری اسلامی و گرانی تعرفه مکالمات تلفنی، تمامی دستگاه‌های تلفن همراه خود را خاموش نمایند.

+ نوشته شده توسط ماردين در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:52 |

 

 

 

۵-2-1386

کوردستان میدیا: براساس خبر مرکز خبری PDKI، مزدوران اطلاعات کامیاران در یک توطئه ضدخلقی با هدف ایجاد تفرقه میان احزاب و سازمانهای مخالف رژیم جمهوری اسلامی در کردستان ایران، شبانه دست به تحریف وتغییر شعارهایی می‌زنند که توسط اعضا و هواداران مخفی PDKI نوشته می‌شود. عوامل رژیم اصطلاح "مرگ بر کومله" را به شعارهای حزب دمکرات و اصطلاح "حزب دمکرات دشمن ملت کرد است" را به شعارهای "کومله" اضاقه کرده‌‌اند. به همین دلیل اعضا و هواداران هر دو حزب بایستی، با هوشیاری و ابتکار عمل از افتادن در این دام رژیم اجتناب نمایند.

+ نوشته شده توسط ماردين در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:50 |

 

01-02-1386

منبع خبر: وبلاگهای "ژانی گه‌ل" و مانشیت نیوز"

کوردستان میدیا: بر اساس اطلاعات دریافتی ایرج عبادی، شاعر ـ نویسنده ـ مترجم و روزنامه‌نگار سنندجی و سردبیر پیشین دو هفته‌نامه‌های "ئاسو" و "کرفتو" و عضو انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران به شعبه‌ی یک دادگاه سنندج احضار شده‌است. نامبرده باید رد روز دوشنبه ساعت 9 صبح تاریخ 3/2/86 خود را به دادگاه معرفی نماید. اتهام عبادی، درج مطالب خلاف واقع علیه جمهوری اسلامی در رابطه با قتل‌های زنجیره‌ای مندرج در هفته‌نامه‌ی توقیف شده‌ی پیام مردم بوده است. عبادی در حال حاضر با وثیقه‌ی 5 ملیون تومانی و ضمانت یک کارمند رسمی آزاد شده و منتظر رأی هیات نظارت مطبوعات و دادگاه سنندج می‌باشد.

+ نوشته شده توسط ماردين در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:40 |

 

 

30-01-1386

فراخوان به میتینگ
در ۱٧ سپتامبر ۱٩٩٢ چهار تن ار رهبران و همراهان حزب دمکرات کردستان ایران در رستوران " میکونوس" توسط یک تیم ترور جمهوری اسلامی ایران به قتل رسیدند. پس از سه سال و نیم ، دادگاه برلين در١٠ آوریل ١٩٩٧، برای اولین بارحکم محکومیت مجرمین این جنایت و رژیم حاکم بر ایران را به عنوان آمرین این ترور صادر کرد.
اکنون ١٠ سال پس از صدور این حکم تاریخی علیه تروریسم دولتی جمهوری اسلامی ایران، ما همه آزادیخواهان را در سومین سالروز نصب لوح یادبود قربانیان این ترور
- برای محکوم کردن تروریسم دولتی جمهوری اسلامی ایران
- به یاد همه قربانیان این رژیم ضد آزادی در ٢٨ سال گذشته به ویژه قربانیان ترور میکونوس : دکتر صادق شرفکندی ، فتاح عبدلی، همایون اردلان و نوری دهکردی به یک تجمع دعوت می کنیم.
سخنرانان:
سارا دهکردی( خانواده قربانیان ترور میکونوس)
هانس یواخیم اریگ (وکیل قربانیان ترور در دادگاه میکونوس)و نماینده حزب دمکرات کردستان ایران
محل: مقابل رستوران سابق میکونوس مقابل لوح یادبود
Prager Str.2a, Berlin- Wilmersdorf, U 9 - Güntzelstraße
زمان: جمعه، ٢۰ آوریل ٢٠٠٧ ساعت ١٢
برگزارکننده:کمیته برگزاری مراسم دهمین سالگرد حکم دادگاه میکونوس در برلن
kupg_iran@yahoo.de آدرس تماس:
1647761-(0)172-0049

+ نوشته شده توسط ماردين در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 4:3 |

30-01-1386

کوردستان میدیا: براساس خبر مرکز خبری PDKI، رژیم مستبد جمهوری اسلامی در ادامه سیاست‌های ارتجاعی خود برای بیش‌ازپیش محدودساختن آزادی پوشش زنان و مردان، از تاریخ 25 فروردین 1386 دست به اجرای طرح "مبارزه با بی‌حجابی" در سراسر ایران زده است. براساس این طرح، تمامی دختران و زنان ایران باید از چادر استفاده کنند و از پوشیدن مانتوی کوتاه، بیرون انداختن موی سر و آرایش زاید! اجتناب نمایند. همچنین براساس طرح ارتجاعی فوق، مردان نیز باید از پوشیدن شلوار تنگ و تیشرت و استفاده از مدل‌های غیراسلامی و پیرایش موی سر و صورت! اجتناب کنند وگرنه به مجازات جریمه نقدی (یک میلیون‌ودویست هزار تومان) و زندان محکوم خواهند شد.
شایان ذکر است که تاکنون چند نفر در تبریز به اتهام تخطی از این طرح دستگیر شده‌اند و شمار زیادی از نیروهای انتظامی رژیم نیز برای اجرای آن در مکانهای عمومی مهاباد مستقر شده‌اند.

+ نوشته شده توسط ماردين در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 4:0 |

نمایندگان ارجمند احزاب و سازمانهای‌ سیاسی‌!
شخصیتهای‌ ملی‌ و میهنی‌!
حضار محترم!

امروز دهم فروردین، یكی‌ از روزهای‌ تلخ تاریخ خونین ملت كرد است. شصت سال پیش در چنین روزی‌ رئیس جمهور كردستان پیشولا قاضی‌ محمد، محمد حسین خان سیف قاضی‌ وزیر دفاع جمهوری‌ و پسر عموی‌ پیشوا و نبز ابولقاسم صدر قاضی‌ برادر پیشوا به‌ جرم میهن پرستی‌ و كرد بودن و مبارزه‌ در راه‌ آ‌زادی‌ كرد و كردستان در میدان چوار چرای‌ مهاباد،

درست در محلی‌ كه‌ روز دوم بهمن ماه‌ سال 1324 شمسی‌ در آ‌ن تاسیس نخستین جمهوری‌ كردستان اعلام شد، بدار آ‌ویخته‌ شدند.
رژیم محمد رضا شاه‌ به‌ خیال خود برای‌ زهر چشم گرفتن از مردم نه‌ تنها این سه‌ تن را از خانواده‌ قاضی‌، بلكه‌ در مهاباد، بوكان، سقز نیز به ‌اختلاف چند روز، شمار چشمگیری‌ از افسران فداكار و میهن پرست نیروی‌ پیشمرگ كردستان را اعلام كرد. اما همانگونه‌ كه‌ پیشوا به‌ هنگام قرار گرفتن در پای‌ چوبه‌ دار فرمود: "شما با اعدام من یك قاضی‌ محمد را می‌كشید اما در آ‌ینده‌ دهها و صدها قاضی‌ محمد در این كردستان به‌ میدان مبارزه‌ گام خواهند نهاد و علیه‌ شما مبارزه‌ خواهند كرد" بسیار زود مبارزه‌ فرزندان خلق كرد علیه‌ حكومت خاندان پهلوی‌ و رژیم پادشاهی‌ محمد رضا شاه‌ از سر گرفته‌ شد.
آری‌ دشمنان كرد فضای‌ دمكراتیك آ‌ن بخش‌ آ‌زاد شده‌ كردستان كه‌ تحت حاكمیت جمهوری‌ بود را تاب نیاوردند. نتوانستند سعاوت كرد را تحمل كرده‌ و شاهد انجام اقدامات مثبت و افتخار آ‌میزی‌ باشند كه‌ طی‌ مدت كمتر از یكسال و نیم از سوی‌ حزب دمكرات كردستان و بویژه‌ طی‌ 11 ماه‌ با مشاركت مردم و همت جمهوری‌ انجام پـذیرفتند. بر افراشتن پرچم سه‌ رنگ كردستان به‌ شیوه‌ رسمی‌، گرفتن نخستین كنگره‌ حزب، تصویب یك خط مشی‌ نوین و مدرن و تأسیس جمهوری‌ كردستان در جوار یك حكوم پادشاهی‌ و دیگر موفقیتها و دستاورها، طی‌ مدت كوتاه‌، دشمنان آ‌زادی‌ و دمكراسی‌ كرده‌ بود. به‌ همین دلیل توطـئه‌های‌ پی‌ در پی‌ و طرح حمله‌ به‌ منظور درهم شكستن جمهوری‌ را پی‌ ریزی‌ كردند.
بدیهی‌ است كشورهای‌ كاپیتالیستی‌ آ‌ن دوران نیز مصالح خود را در به‌ شكست كشاندن حكومت ملی‌ آ‌زربایجان و جمهوری‌ كردستان به‌ عنوان دو هم پیمان دمكراتیك در منـطـقه‌ می‌دیدند. هم از اینرو حیله‌ گرانه‌ راه‌ را برای‌ رژیم شاه‌ هموار ساختند تا در وهله‌ نخست آ‌زربایجان و سپس كردستان را مجدداً به‌ اشغال خود درآ‌ورد كه‌ متاسفانه‌ در انجام پروژه‌هایشان نیز موفق شدند.
چند روز پس از شكست جمهوری‌ و ورود ارتش به‌ مهاباد، بر خلاف كلیه‌ وعده‌هایی‌ كه‌ سران رژیم داده‌ بودند، پیشوا و اعضای‌ كابینه‌ی‌ جمهوری‌ و شمار كثیری‌ از مسئولان ارگانهای‌ حكومتی‌ كردستان را بازداشت كرده‌ و زندانهای‌ شهر را از كردها پر كردند. دادگاههای‌ نظامی‌ فرمایشی‌ را از تهران به‌ شهرهای‌ كردستان گسیل داشتند.
محاكمه‌ پیشوا قاضی‌ محمد و یارانش فصل دیگری‌ از تاریخ مبارزات  پر افتخار آ‌نها را رقم زد. آ‌خرین فرصتی‌ بود كه‌ در جلسات دادگاه‌ برای‌ آ‌نها فراهم گشته‌ بود. به‌ گفته‌ سروان شریفی‌ وكیل قاضی‌ها، این قاضی‌ها و بویژه‌ پیشوا بودند كه‌ مسئول و اعضای‌ دادگاه‌ را بطور مستقیم و رژیم شاه‌ را بطور غیر مستقیم محاكمه‌ می‌كردند و در مورد آ‌نها افشاگری‌ كرده‌ و كلیه‌ جنایاتی‌ كه‌ نسبت به‌ كرد مرتكب شده‌ بودند را به‌ آ‌نها خاطرنشان می‌ساختند.
پیش از ورود ارتش به‌ مهاباد، نماینده‌ اتحاد جماهیر شوروی‌ به‌ پیشوا پیشنهاد كرده‌ بود كه‌ شهر را ترك گوید و مقامات مسافرت را نیز برای‌ او فراهم ساخته‌ بود، در پی‌ آ‌ن زنده‌ یاد مصطفی‌ بارزانی‌ نیز بوی‌ پیشنهاد كرده‌ بود تا با او همراه‌ شده‌ و شهر مهاباد را ترك نماید. اما با وجود احترام فراوانی‌ كه‌ برای‌ مصطفی‌ بارزانی‌ قائل بود و وی‌ را از صمیم قلب دوست می‌داشت و در صداقت نسبت به او تردید نداشت فرمود: من به‌ منظور حفظ جان مردم و پیشگیری‌ از به‌ ناحق ریخته‌ شدن خون فرزندان فداكار ملت و وفاداری‌ نسبت به‌ سوگندی‌ كه‌ یاد كرده‌ام، در اینجا خواهم ماند". باقی‌ ماند تا پس از خود، جان تازه‌ای‌ به‌ حزب و ملتش بخشید و راه‌ مبارزه‌ ادامه‌ داشته‌ باشد.
پیشوا با چنین پنداشت و روح بزگ و فداكاری‌ای‌ در دادگاه‌ نیز كلیه‌ مسئولیتها را برعهده‌ گرفت و نه‌ تنها اقداماتی‌ كه‌ در پست ریاست جمهوری‌ و مسئولیت حزبی‌ برای‌ سعادت مردم و ملتش و پیاده‌ كردن عملی‌ دمكراسی‌ انجام داده‌ بود را انكار نكرد، بلكه‌ بصراحت به‌ دادگاه‌ اعلام كرد كه‌ من مدتی‌ است كه‌ آ‌ماده‌ پـذیرفتن مرگی‌  پر افتخار در راه‌ رهایی‌ خلق و میهن خویش هستم.
پیشوا روشنفكری‌ متعهد و بزرگ بود، بیش از همه‌ كس به‌ ملت خود نزدیك بود. جامعه‌ شناسی‌ واقعی‌ و با تجربه‌ بود. آ‌گاهی‌ كاملی‌ از آ‌لام و رنجهای‌ كرد و آ‌رزوهای‌ ملت استثمار شده‌ خویش داشت.
با زبانی‌ ساده‌ و عادی‌ با مردم سخن می‌گفت و به‌ همین دلیل تاثیرات مستقیمی‌ بر احساس و اعتقاد آ‌نان بر جای‌ می‌گـذارد. قاضی‌ محمد نخستین كسی‌ بود كه‌ در تاریخ خونین ملت كرد به‌ عنوان پیشوا ملقب گشته‌ بود.
پیشوا قاضی‌ مردم و میهن خود را با جان و دل دوست می‌داشت، كلیه‌ توان و امكانات خود را در راه‌ سعادت جامعه‌ كردستان نثار كرده‌ بود، در عین حال یك شخصیت ملی‌ گرای‌ فرانگر و غیر متعصب بود، ضمن اعتقاد به‌ آ‌زادی‌ و دمكراسی‌ برای‌ ملت كرد، اهمیت فراوانی‌ برای‌ حقوق دیگر ملتهای‌ تحت ستم ایران قائل بود و حتی‌ حقوق اقلیتهای‌ مـذهبی‌ را نیز محترم می‌شمرد و عملاً در چهارچوب جمهوری‌ تا حد امكان آنها را رعایت كرده‌ و حقوق مشروع آ‌نان را تأمین نمود.
پیشوا بروشنی‌ دریافته‌ بود یكی‌ از عوامل به‌ نتیجه‌ نرسیدن اكثر جنبشهای‌ ملی‌ اختلافات داخلی‌ بوده‌ است، به‌ همین دلیل تلاش فراوانی‌ به‌ خرج داد تا اختلافات طائفه‌ای‌ و عشیره‌ای‌ را به‌ حداقل برساند و توانست در جامعه‌ خان خانی‌ و عقب افتاده‌ آ‌ن دوران راه‌ را برای‌ تأسیس حزب دمكرات كردستان با چنین برنامه‌ طرقیانه‌ای‌ هموار سازد كه‌ بعدها به‌ جمهوری‌ كردستان منتهی‌ شد.
اتحاد و یكپارچگی‌ كردها و ضرورت تاریخی‌ این وفاق و همدلی‌ را آ‌نقدر مهم می‌شمرد كه‌ هم در روز اعلام جمهوری‌ و هم در واپسین لحظات حیاتش، در وصیت نامه‌ی‌ خویش بر آ‌ن تأكید ورزیده‌ و بروشنی‌ مورد اشاره‌ قرار داده‌ است.
پیشوا به‌ معنای‌ واقعی‌ كلمه‌ انسانی‌ دمكرات و آ‌زاده‌ بود، تأسیس اتحادیه‌ زنان و اتحادیه‌ جوانان، اعزام دانش آ‌موزان و جوانان از كلیه‌ اقشار و طبقات جامعه‌ به‌ خارج از كشور جهت ارائه‌ تحصیل و رفتار انسانی‌ای‌ كه‌ بنا به‌ توصیه‌های‌ وی‌ با اسراری‌ جنگی‌ بعمل می‌آ‌مد، همگی‌ دلیل زنده‌ باورهای‌ دمكراتیك آ‌ن ذات بود.
پیشوا قاضی‌ علیرغم آ‌نكه‌ از بسیاری‌ لحظڤ بسیار والاتر از همكاران و رفقایش بود اما همواره‌ در تدوین برنامه‌ كاری‌ خود با آ‌نها مشاوره‌ می‌كرد. در آ‌نهنگام كه‌ عشایر از سویی‌ مشغول یورش به‌ شهر مهاباد بودند، ارتش در حال هجوم بود. جبهه‌های‌ سردشت و سقز در شرف تخلیه‌ بودند، نیروی‌ بازانیها طبق قرار قبلی‌ خود را برای‌ خروج از شهر مهاباد آماده‌ ساختند، پیشوا جمع كثیری‌ از مردم، فرماندهان و دست اندركاران جمهوری‌ را در مسجد "عباس آ‌قا" گرد آ‌ورد تا با آ‌نها به‌ رایزنی‌ پرداخته‌ و رأی‌ و نظر آ‌نها را جویا شود.
در اوضاع و احوال آ‌ن دوران جمهوری‌، پیشوا به‌ یگانگی‌ ملت كرد و یكپارچگی‌ خاك كردستان اعتقاد داشت، حتی‌ پیش از آ‌ن زمان با احزاب و شخصیتهای‌ سیاسی‌ دیگر بخشهای‌ كردستان در ارتباط بود. شركت نمایندگان آ‌نها بویژه‌ در روز اعلام جمهوری‌ و تقسیم وظایف بین آ‌نان بدون هیچگونه‌ تبعیضی‌ و بر اساس شایستگی‌ آ‌نها دلیل روشنی‌ بر این مدعی‌ هستند.
قاضی‌ محمد با چنین ویژگیهای‌ برجسته‌ای‌ در مقام ریاست جمهوری‌ قرار گرفت، وفاداری‌ به‌ سوگندی‌ كه‌ ادا كرده‌ بود، مقامات مهم و ارزشمندی‌ كه‌ ط‌ این مدت كوتاه‌ در چهار چوب حزب و جمهوری‌ انجام پـذیرفتند، موجب گشتند وی‌ همچون یك رهبر كبیر و رئیس جمهوری‌ فداكار و كاریزما شناخته‌ شود و در پی‌ شهادتش نیز هر سال بیش از پیش به‌ میزان ارتقا‌ء سطح احساسات ملی‌ در دل هر كرد پر شور و میهن پرستى‌ جای‌ گرفته‌ و به‌ رمز مبارزه‌ در راه‌ سعادت و آ‌زادی‌ كرد شناخته‌ شود.
امروز كه‌ از شصتمین سال این حزب از سوی‌ حزب دمكرات كردستان به‌ عنوان روز شهیدان كردستان نامگزاری‌ شده‌ است، برای‌ آ‌ن نیست كه‌ اشك بریزیم. تجلیل از پیشوا و یارانش و تمامی‌ شهدا بدین شیوه‌ است كه‌ از سوی‌ برای‌ تقدیر از جانبازی‌ و فداكاری‌ آ‌نها بر مزار آ‌نها رفته‌ و بدیدار خانواده‌ شهدا برویم و با آ‌نان تجدید عهد نماییم كه‌ به آ‌رمانهای‌ مقدسشان وفادار مانده‌ و ادامه‌ دهنده‌ راهشان باشیم و با مسئولیت كامل و احساسات پاك ملی‌ در راستای‌ تحقق آ‌رمانهای‌ ملی‌ آ‌نها تلاش كرده‌ و پیگیرانه‌ مبارزه‌ نماییم.
از سوی‌ دیگر لازم است خصائل انسانی‌ والای‌ پیشوا و كلیه‌شهدا نظیر انسان دوستی‌، دمكرات منشی‌، میهن پرستی‌ و فداكاری‌ را در را خلق سرمشق قرار داده‌ و تا آ‌نجا كه‌ در توان داریم در خصوص اتحاد صفوف و وفاق كردها تلاش نماییم و تجارب تلخ ناشی‌ از اختلاف و دو دستگی‌ را تكرار نكنیم و به‌ هیچكس و گروهی‌ اجازه‌ ندهیم در راستای‌ مصالح و موقعیت فردی‌ و گروهی‌ خود با سرنوشت ملتها بازی‌ كند و برای‌ رسیدن به‌ برخی‌ مصالح مقطعی‌ از حقوق ملی‌ كیان ابا واجادى‌مان چشم پوشی‌ نماید و در مقابل زورمداران شونیست كوتاه‌ آ‌مده‌ و در برابر برداشتهای‌ شونیستی‌ آ‌نها تسلیم شود.
ضروری‌ است به‌ تاریخ دیرین خود اعتقاد داشته‌ باشیم، دوست و دشمن خود را به‌ خوبی‌ بشناسیم و هشيارتر از پیش باشیم یا اشتباهات تكرار نگردند.
ما به‌ عنوان حزب دمكرات كردستان، جمهوری‌ اسلامی‌ ایران را دشمن اصلی‌ خود و همه‌ ملتهای‌ ایران می‌دانیم و معتقدیم كه‌ برای‌ سرنگونی‌ این رژیم باید نیروهای‌ اپوزسیون ایران و بویژه‌ نیروهای‌ كردستانی‌ دست به‌ دست یكدیگر داده‌ و مبارزه‌ پیگیرانه‌ خود را تا پایان دادن به‌ حاكمیت شوم آ‌خوندهای‌ واپسگرای‌ حامی و‌ مشوق تروریستها ادامه‌ دهند و عملاً یك دمكراسى‌ واقعی‌ را در ایران مستقر سازند و در چهارچوب یك حكومت فدرال حقوق كلیه‌ ملل تحت ستم و طبقات و اقشار ستمدیده‌ تأمین گردد و یك زندگی‌ مملو از خوشی‌ و سعاوت برای‌ همه‌ تامین شود.
در شصتمین سالروز شهادت پیشوا و یارانش، ما كادرها و پیشمرگان، اعضا و هواداران حزب دمكرات كردستان عهد می‌نماییم كه‌ رهرو راه‌ مبارزه‌ مشروع آ‌نها باشیم و تا جان در بدن داریم در راه‌ رسیدن به‌ آ‌رمانهایشان تلاش نماییم.
درود بر روان پاك پیشوا قاضی‌ محمد رئیس جمهوری‌ كردستان و یارانش! سلام بر یاد و خاطره‌ كلیه‌ شهدای‌ آ‌زادی‌ كردستان!
پیروز باد آ‌رمان والای‌ شهدای‌ كرد و كردستان!
دفتر سیاسی‌
حزب دمكرات كردستان
دهم فروردین ماه‌ 1386
+ نوشته شده توسط ماردين در شنبه یازدهم فروردین 1386 و ساعت 3:16 |

ماده 1 تمامی  انسان‌ها با منزلت و حقوقی يکسان به دنيا می‌آيند. همگی از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و همگان بايد نسبت به یکديگر چونان برادر رفتار کنند.

ماده 2 هرکس بدون هيچ‌گونه تمايزی ازحيث نژاد، رنگ، جنسيت، زبان، مذهب، باور سياسی يا هر باور ديگری، خاستگاه ملی يا اجتماعي، دارايی و ولادت يا هر موقعيت ديگری از حقوق و آزادی هايی که در اين اعلاميه برشمرده شده است برخوردار است. بعلاوه هيچگونه تمايزی نبايد بر پايهٔ موقعيت سياسي، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی که شخص بدان تعلق دارد قايل شد، خواه مستقل باشد، خواه تحت قيمومت کشوری ديگر باشد، خواه غيرخود مختار باشد و يا از حيث تماميت ملی تحت هرگونه محدوديتی باشد.

ماده 3 هرکس حق حيات، آزادی و برخورداری از امنيت شخصی را دارد.

ماده 4 هيچ‌کس را نبايد در بيگاری بردگی نگاه داشت؛ برده داری و تجارت برده بايد در تمامی اشكال آن ممنوع گردد.

ماده 5 هيچکس را نبايد مورد ظلم و شكنجه و رفتار يا کيفری غير انسانی و يا تحقيرآميز قرار داد.

ماده 6 هرکس حق دارد که درهرکجا به‌عنوان شخص در پيشگاه قانون به رسميت شناخته شود.

ماده 7 همگان در پيشگاه قانون يکسان‌اند و حق دارند بدون هيچ‌گونه تبعيضی از پشتيبانی قانون برخوردارشوند. همه حق دارند تا در برابر هرگونه تبعيضی که ناقض اين اعلاميه باشد ونيز در برابر هرگونه تحريکی که به هدف چنين تبعيضی صورت گيرد از پشتيبانی يکسان قانون برخوردار شوند.

ماده 8 هرکس حق دادخواهی از محاکم صالحه ملی را در برابر اعمالی دارد که ناقض حقوق بنيادينی است که قانون اساسی يا هرقانون ديگری به او اعطا نموده است.

ماده 9 هيچ‌کس را نبايد خودسرانه دستگير، توقيف يا تبعيد کرد.

ماده 10 هرکس حق دارد با مساوات کامل ازامکان دادرسی منصفانه و علنی توسط يک محکمه مستقل و بی‌طرف برای تعيين حقوق و تکاليف خويش و يا اتهامات جزايی وارده بر خود برخوردار شود.

ماده 11 بند 1) هرکس که به ارتکاب جرمی متهم می‌شود اين حق را دارد که بي‌گناه فرض شود تا زمانی که جرم او بر اساس قانون در يک دادگاه علنی که درآن تمامی ضمانت‌های لازم برای دفاع او وجود داشته باشد ثابت شود.

            بند2) هيچ‌کس را نبايد به دليل انجام يا خودداری از انجام عملی که در هنگام ارتکاب، طبق قوانين ملی ويا بين المللی جرم محسوب نمی‌شده است مجرم شناخت و نيز کيفری شديدتر از آن‌که درزمان ارتکاب جرم قابل اجرا بوده نبايد اعمال شود.

ماده 12 هيچ‌کس نبايد در معرض مداخلهٔ خودسرانه در زندگی شخصي، خانواده، خانه يا مکاتبات خود قرار گيرد و يا اين‌که شرف و آبروی او مورد تعرض قرار گيرد. هرکس حق دارد که از حمايت قانون در برابر چنين مداخله‌ها و تعرض‌هايی برخوردار گردد.

ماده 13 بند1) هرکس حق دارد در محدودهٔ مرزهای هر کشور آزادانه رفت و آمد و اقامت کند.

           بند2) هرکس حق دارد کشوری - ازجمله کشور خود- را ترک گفته و يا به کشور خود بازگردد.

ماده 14 بند 1) هرکس که تحت پي‌گرد باشد حق دارد که از کشورهای ديگر طلب پناهنده‌گی نمايد و يا اينکه از پناهند‌گی برخوردارشود.

            بند2) اين حق در صورتی که پي‌گرد، حقيقتاً ناشی از جرم‌های غير سياسی يا اعمال مغاير با اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد قابل استناد نيست.

ماده 15 بند1) هرکس حق بهره‌مندی از تابعيت ( مليت) را دارد.

           بند2) هيچ‌کس را نمی‌توان خودسرانه از تابعيت (مليت) خود محروم نمود و يا اين‌که حق تغيير تابعيت ( مليت) را از وی سلب نمود.

ماده 16 بند 1) هرمرد وزن بالغی بدون هيچ‌گونه محدوديتی از حيث نژاد، مليت و مذهب حق ازدواج وتشکيل خانواده را دارد. مرد وزن در ازدواج، در طول دورهٔ ازدواج و فسخ آن از حقوقی يکسان برخوردارند.

           بند 2) ازدواج بايد با آزادی و رضايت کامل مرد و زن انجام گيرد.

           بند3 ) خانواده، واحد گروهی طبيعی و بنيادين جامعه است و حق برخورداری از حمايت جامعه و حکومت را دارد.

ماده 17 بند1) هرکس به تنهايی يا همراه با ديگران حق مالكيت را دارد.

          بند 2) هيچ‌کس را نبايد خودسرانه از حق مالكيتش محروم کرد.

ماده 18 هرکس حق دارد ازآزادی انديشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، اين حق شامل آزادی تغيير مذهب يا باور و نيز آزادی اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجای آوردن آيين‌ها چه به تنهايی و چه به‌صورت جمعی نيز می‌گردد.

ماده 19 هرکس حق آزادی عقيده و بيان دارد؛ اين حق دربرگيرندهٔ آزادی ِ داشتن عقيده بدون مداخله، و آزادی درجست و جو، دريافت و انتقال اطلاعات و عقايد از طريق هر نوع رسانه‌ای بدون در نظر گرفتن مرزها می‌شود.

ماده 20 بند1) هرکس حق آزادی تجمع و ایجاد تشكل مسالمت‌آميز را دارد.

           بند2) هيچ‌کس را نبايد مجبور به عضويت در يک تشكل کرد.

ماده 21 بند1) هرکس حق دارد درحکومت کشور خود، خواه به‌طور مستقيم و خواه به واسطهٔ نماينده‌گانی که آزادانه انتخاب شوند مشارکت کند.

           بند2) هرکس حق دست‌رسی ِ يكسان به خدمات عمومی در کشورش را دارد.

           بند3) ارادهٔ مردم بايد اساس قدرت حکومت باشد؛ اين اراده بايد از طريق انتخابات ادواری و سالمی ابراز شود که با حق رای همگانی و يكسان و با استفاده از رای مخفی يا روش‌های رای‌گيری آزاد برگزار شود.

ماده 22 هرکس به‌عنوان عضوی از جامعه حق برخورداری از امنيت اجتماعی را دارد و مجاز است تا از طريق تلاش‌های ملی وهمکاري‌های بين‌المللی مطابق با تشكيلات و منابع هر کشور حقوق اقتصادي، اجتماعی و فرهنگی را که لازمهٔ منزلت و رشد آزادانهٔ شخصيت اوست را عملی کند.

ماده 23 بند1) هرکس حق کارکردن، انتخاب آزادانهٔ شغل، برخورداری از شرايط منصفانه و رضايت‌بخش برای کار و برخورداری از حمايت دولت در برابر بيکاری را دارد.

           بند2) هرکس بدون هيچ‌گونه تبعيض حق بهره‌مندی از دست‌مزدی يكسان در برابر کار يكسان را دارد.

           بند3) هرکس که کار می‌‌کند حق دارد تا از دست‌مزدی منصفانه و رضايت‌بخش برخوردار گردد آن‌گونه که تامين کنندهٔ زندگی خود و خانواده وی به طريقی شايستهٔ منزلت اجتماعی باشد و درصورت لزوم با ديگر شيوه‌های حمايت اجتماعی تکميل شود.

           بند4) هرکس حق دارد اتحاديه‌ای برای حمايت از منافع خود تشكيل دهد و يا در چنين اتحاديه‌هايی عضو شود.

ماده 24 هرکس حق استراحت کردن و فراغت و نیز تحديد ساعات کار در حد معقول و برخورداری ازتعطيلات ادواری با دريافت دست‌مزد را دارد.

ماده 25 بند1) هرکس حق دارد از سطح معيشتی کافی برای سلامتی و رفاه خود و خانواده‌اش از قبيل خوراک، پوشاک، مسکن و مراقبت‌های پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری بهره مند گردد و حق دارد به هنگام بيكاری، بيماري، از کارافتاده‌گی، بيوه‌گی و سالخورده‌گی يا فقدان وسيلهٔ امرار معاش و گذران زنده‌گی که خارج از اختيار وی است تامين گردد.

          بند2) مادران و کودکان حق دارند از مراقبت‌ها و کمک‌های ويژه برخوردار شوند. همهٔ کودکان خواه ثمرهٔ ازدواج باشند و خواه ثمرهٔ روابط خارج از ازدواج باشند بايد از حمايت‌های اجتماعی يكسان بهره‌مند شوند.

ماده26  بند1) هرکس حق تحصيل دارد. تحصيل لااقل در مراحل ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. تحصيلات ابتدايی بايد اجباری باشد. آموزش‌های فنی و حرفه‌ای بايد دردسترس عموم قرار گيرد و آموزش عالی بايد برای همه و براساس شايست‌گی دردسترس باشد.

           بند2) آموزش بايد در جهت رشد کامل شخصيت انسانی و تقويت احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. بايد تفاهم، مدارا و مودت ميان تمامی ملل، گروه‌های نژادی و مذهبی را ارتقاء داده و فعاليت‌های سازمان ملل متحد در جهت پاس‌داری از صلح را تسريع بخشد.

           بند3) والدين در گزينش نوع آموزش فرزندان‌شان حق تقدم دارند.

ماده 27 بند 1) هرکس حق دارد در حيات فرهنگی جامعه مشارکت کند و از هنر و پيشرفت‌های علمی و فوايد آن بهره‌مند شود.

            بند2) هرکس حق دارد از منافع معنوی و مادی هر محصول علمي، ادبی يا هنری که خود پديد آورندهٔ آن است استفاده کند.

 ماده 28 هرکس حق برخورداری از نظمی اجتماعی يا بين‌المللی را دارد که در آن حقوق و آزادی‌های مورد اشاره در اين اعلاميه به‌طور کامل قابل اجرا باشد.

 ماده 29 بند1) هرکس در قبال جامعه‌ای که در آن رشد آزادانه و کامل شخصيت وی ممکن باشد وظيفه‌ای دارد.

            بند2) برای اجرای اين حقوق، هرکس فقط بايد در برابر محدوديت‌هايی قرار گيرد که توسط قانون صرفاً به هدف تامين شناسايی و احترام به حقوق و آزادی‌های ديگران و برآوردن مقتضيات منصفانه اخلاق، نظم عمومی و رفاه همگانی دريک جامعه دمکراتيک تعيين می‌شود.

            بند3) اين حقوق و آزادی‌ها در هيچ موردی نبايد خلاف اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد.

ماده 30 هيچ‌يک از مفاد اين اعلاميه نبايد به گونه‌ای تفسير شود که برای دولت، گروه يا شخصی حقی قائل شود که به‌موجب آن بتواند به اقدامی در جهت پايمال کردن هريک از حقوق و آزادی‌های مورد اشاره در اين اعلاميه دست یازد.

+ نوشته شده توسط ماردين در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 4:5 |


بهاری دیگر از راه رسید و در طی یکسال گذشته موارد نقض حقوق بشر در ایران سر به فلک رسید و ایران و ملت مقاومش سخت ترین دوران خود را سپری کردند .  
 با تبریک سال نو به تمامی مردم ایران و زندانیان سیاسی و خانواده زندانیان سیاسی و همه کسانی که در یک سال گذشته در مقابل خواسته های بحق خود سرکوب شدند اشاره کوتاهی به برخی از موارد نقض حقوق بشر می نمائیم . تا سندی باشند دال بر وحشیگری های رژیمی ضد ایرانی که از الف تا یای هر بند حقوق انسانی را زیر پا له می کند .
بی شک این موارد قطره ای از دریایی ظلم و ستم بر ملت ایران است .

 
اقلیت های قومی
در سالی که گذشت رژیم جمهوری اسلامی علی رقم تمامی تلاش های فعالین حقوق بشری حداقل 13 تن از جوانان عرب اهوازی را در استان خوزستان اعدام کرد و بیش از 700 زندانی سیاسی فقط در یکی از سیاهچالهای رژیم قرون وسطائی در بند و در زیر شکنجه هستند .
مردم بلوچستان که سالهای متمادی است در زیر فشار فقر و گرسنگی زندگی می کنند و در سال گذشته با فعالیت های نظامی برخی از گروه ها ، رژیم ناقض حقوق بشر شروع به اعدام جوانان بلوچ سرزمین رستم و سهراب نموده است . اما در این میان سازمان ملل نه تنها اقدامی در جهت محکومیت اقدامات رژیم جمهوری اسلامی نکرد بلکه انفجار های گروه مسلح جندالله را محکوم کرد .
مردم آذرآبادگان در سالی که گذشت بزرگترین حرکت های مدنی را به پیش بردند و با تحصن و اعتراض بارها خواهان احقاق حقوق ملت آذربایجان شدند و در این میان بسیاری از جوانان ترک زبان دستگیر و روانه زندان ها شدند. در این میان نام کردستان سرزمین کهن ایرانیان فراموش نمی شود و وجود هزاران زندانی سیاسی با احکام سنگینی چون اعدام و حبس ابد نشان از نقض سیتماتیک حقوق بشر در این استان دارد.
 


زندانیان سیاسی
در سال گذشته فشار ها بر زندانیان سیاسی روز افزون بوده است و سال 85 بیشترین تهدیدات و ضرب و شتم و حتی قتل زندانیان سیاسی رخ داد که نشان از بازگشت به گذشته رژیم جمهوری اسلامی در سرکوب ها و کشتار ها دارد .
قتل مشکوک دو زندانی سیاسی به نام های اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی نشان از شروع قتل و عام زندانیان سیاسی به شیوه خجالتی دارد.
بند 209 زندان اوین محل شکنجه کلیه دگر اندیشان شده است و از ابتدای تابستان 85 تا کنون روز به روز بر تعداد بازداشت شدگان این بند مخوف افزوذه می شود به طوری که در سلول های 6 نفره بیش از 12 نفر نگهداری می شوند و در برخی موارد سلول های انفرادی نیز پذیرایی  دو نفر شده است . نگهداری نماینده سابق مجلس آقای مهندس موسوی خوئینی ها در این بند و شکنجه های روحی و جسمی  نشان از اوج بی شرمی رژیم جمهوری اسلامی دارد . و یا می توان به زنان آزاده ایران نیز اشاره کرد که در این بند مورد شکنجه و فحاشی مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفتند . و ده ها مورد دیگر که سالهاست در این بند نگهداری می شوند.
در این بین شکنجه ها و ضرب و شتم زندانیان مقاوم زندان گوهر دشت فراموشی ناپذیر است که در پی قتل ولی الله فیض مهدوی بارها مورد تطمیع ، ضرب و شتم شدید و ... قرار گرفتند.
در طی سال 84 زندانیان زندانهای گوهر دشت ، اوین ، بیرجند ، سمنان ، اردبیل ، ارومیه بارها دست به اعتصاب غذا زدند و می توان از کیوان رفیعی یاد کرد که سه بار دست به اعتصاب غذای خشک زد و یا از شادروان اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی باد کرد که در پی اعتصاب غذا به طرز مشکوکی جان سپردند.

 


اقلیت های مذهبی
در طی سال گذشته فشار بر اقلیت های مذهبی بیش از پیش ادامه یافت  بیش از 70 تن از بهائیان در سال گذشته دستگیر و بیش از 20 تن محروم از تحصیل شدند و حتی برخی از آنان در بند 209 زندان اوین در بازداشت وزارت اطلاعات ماه های متمادی تحت شکنجه قرار گرفتند.
بازداشت و دستگیری مسیحیان به اوج خود رسید و رژیم جمهوری اسلامی با یورش به کلیساهای مشهد ، رشت ، تهران ، سنندج ، کرج و ... بسیاری از هموطنان مسیحی را بازداشت کرد. در این بین می توان به بازداشت فرشته دیباج اشاره کرد.
اما سرکوب اقلیت های مذهبی فقط مختص بهائیان و مسیحیان نیست بلکه در رژیم جمهوری اسلامی حتی مسلمانان دگر اندیش نیز اقلیت مذهبی به شمار می روند بازداشت آیت الله کاظمینی بروجردی به همراه 600 تن از یارانش نشان از اوج سرکوب  این قشر را دارد. لازم به توضیح است در بین بازداشت شدگان کودکان خردسال نیز تحت شکنجه قرار گرفتند و به مدت های طولانی در بند 209 اوین نیز نگهداری شدند. سرکوب دراویش گنابادی  در نوع خود کم نظیر بوده است ، بطوری که حتی وکلای آنها نیز تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند.
 


دانشجویان
در طی سال گذشته و با شروع سال تحصیلی ستاره دار شدن دانشجویان که از سوی حاکمیت در دستور کار قرار گرفت یکی از موارد آشکار نقض حقوق دانشجویان بوده است  و در این میان بسیاری از دانشجویان با احکام تعلیق از تحصیل و با اخراج از دانشگاه روبرو شدند ، البته فشار ها بر دانشجویان که به طور سیستماتیک اعمال میشد فقط مختص اخراج از دانشگاه نبود در طی سال گذشته بسیاری از انجمن های دانشجوی منحل شدند و تصفیه دانشگاه ها و ایجاد انقلاب فرهنگی اقدام شومی بود که در دستور کار سران رژیم و سیستم سرکوب قرار داشت که با اقدامات به موقع دانشجویان تا حدودی خنثی شد .
اما در میان از دانشجویان سابقی که به دلیل فعالیت های سیاسی و صنفی به زندان منتقل شدند می توان اشاره کرد ، آقایان ابوالفضل جهاندار ، خیر الله درخشندی ، دکتر کیوان انصاری ، مهندس موسوی خوئینی و...

 


کارگران
کارگران ایران یکی از سیاهترین سالهای زندگی خود را در اوج فشار های اقتصادی متحمل شدند و در این جا سرکوب سندیکای شرکت واحد و اتوبوس رانی خود نمونه بارز تشکل های کارگری دیگر است که از انسجام کمتری نسبت به سندیکای شرکت واحد برخوردار بودند.
رژیم جمهوری اسلامی با تهدید به اخراج ، بازداشت ، محاکمه و در برخی مواقع به گلوله بستن تجمع کارگران از خواست مطالبات آنها جلوگیری کرد.
بسیاری از کارگران دولتی با عدم دریافت بیش از 6 ماه حقوق و یا یکسال در مضیقه شدید مالی قرار دارند اما مسئولین مربوطه فقط در اندیشه راهی برای سرکوب آنها می باشند.

 


زنان
اما سال 85 اوج شکوفایی جنبش زنان در ایران بود آنها با تجمع 20 خرداد نقطه عطف دیگری در تاریخ مبارزات خود برای ایجاد برابری زن و مرد بوجود آوردند که به شکل کاملا سازمان بافته و جسورانه به پیش رفت اگر چه تجمع آنان سرکوب شد و بیش از 130 تن از فعالین جنبش زنان بازداشت شدند اما ادامه روند رو به رشد و راه اندازی کمپینگ یک میلیون امضا خود نشان از عزم راسخ زنان برای مطالبات خود را داشته است . اما لازم به توضیح است که در سایه این پیروزی ها زنان ایران یکی از بدترین سالهای خود را سپری کردند و طرح های رژیم اسلامی و جداسازی زن و مرد در پارک ها و یا بانک ها و یا سرکوب زنان در اواخر سال 85 خود نمونه بارز عملکرد رژیم اسلامی در سرکوب زنان می باشد.


اعدام ها
در سال 85 اعدام های دسته جمعی در زندان های کشور انجام شد و هفته ای نبود که خبر از اعدام ده ها تن از جوانان در زندان به گوش نرسد ، اعدام ها فقط مختص مجرمین عادی نبود و ده ها تن از جوانان آزادی خواه با عناوینی چون مفسد و محارب نیز اعدام شدند. رژیم جمهوری اسلامی در اعدام کودکان نیز بر دیگر کشور ها پیشی گرفت . در این میان سهم فعالین حقوق بشری برای نجات جان ایشان فقط یک نفر بوده است .


پیروزی های حقوق بشری

در سالی که گذشت ایرانیان برون مرز و درون مرز با اتحاد وصف ناپذیر خود نازنین فتاحی را از مرگ نجات دادند که یکی از پیروزی های مهم در عرصه حقوق بشر به شمار می رود.
همچنین دیگر پیروزی که در جبهه حقوق بشری به وجود آمد اما رژیم جمهوری اسلامی با اجرای طرحی ضد انسانی آن را خنثی کرد نجات جان ولی الله فیض مهدوی از اعدام بود که در روز 26 اردیبهشت قرار بر انجام آن بوده است ، اما رژیم جمهوری اسلامی وی را همانند اکبر محمدی به قتل رساند.

 
+ نوشته شده توسط ماردين در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 3:42 |
به مناسبت فرارسیدن سال نو، عصر روز سه شنبه مورخ 29 اسفند 85 خورشیدی، در یکی از مقرهای دفتر سیاسی حزب و با حضور دبیر کل و اعضای رهبری و صدها تن از کادر و پیشمرگان مبارز و خانواده‌هایشان و همچنین جمع کثیری از مهمانان، مراسم با شکوهی برگزار شد.
در ابتدا دختران و پسران دمکرات مراسم را با سرود "ئه‌م رۆژی‌ ساڵی‌ تازه‌یه‌ نه‌ورۆزه‌ هاته‌وه‌" (نوروز باز آمد امروز سال نو است)، آغاز نمودند. سپس به همین مناسبت فرخنده رفیق مبارز آقای مصطفی هجری سخنانی چند ایراد نمود. سپس بدنبال آن، سرودی که گروه هنری حزب آن را آماده کرده بودند، اجرا شد. پس از ترانه شاد بهاری، هنرمند آقای فتاح سبزواری با ذوق و سلیقه هنری خود، هر چه بیشتر مراسم مزین ساخت.
پس از قرائت پیامهای تبریک اتحادیه‌های جوانان، زنان و دانشجویان دمکرات کردستان ایران، پند تابلو رقص کردی از جانب دختران و پسران جوان به نمایش گذاشته شد.
بخش پایانی مراسم برافروختن آتش نوروزی بود که از جانب دبیر کل حزب و خانم رابعه رحیمی که همسر شهید می‌باشد، انجام شد. سپس شرکت کنندگان به رقص و پایکوبی پرداخته و سال نو را به همدیگر تیریک می‌گفتند.








شایان ذکر است که رقص و پایکوبی تا پاسی از شب ادامه داشت که هنرمند فتاح سبزواری با ترانه‌های شاد خود شرکت کنندگان را همراهی می‌کرد.

+ نوشته شده توسط ماردين در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 15:19 |

برای دموکراسی در سال جدید تلاش خواهیم کرد.ایران و ایرانی لایق آزادی است.

ننگ بر کسانی که مخالف باشند.ننگ بر کسانی که دین و سیاست را یکی میدانند و چهره هر دو را کریه میکنند.ننگ بر کسانی که سرمایه ملی را به فلسطین و حزب الله میدهند.ننگ بر کسانی که به جای خدمت به مردم جیب خود را پر میکنند.

زنده باد خاک ایران.زنده باد کسانی برای خاک میجنگند.زنده باد کسانی که میدانند آزادی چه ارزشی دارد.زنده باد ایرانی.

 

جاوید ایران

 

سرفراز ایرانی

 

 

گرفته شده از وبلاگ من و تو -ایرانی آزاد

+ نوشته شده توسط ماردين در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 14:52 |
    

                                            سال  ۱۳۸۶

       نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی

                                                               که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

         من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش

                                                             که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

         چنگ در پرده همین میدهدت پند ولی

                                                                 وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی

          در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است

                                                                حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

          نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف

                                                           گر شب و روز در این قصه مشکل باشی

           گر چه راهیست پر از بیم زما تا بر دوست

                                                                  رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

           حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد

                                                                  صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی 

      

      نوروز باستانی این تنها جشن به جای مانده از تمدن کهن ایران زمین بر شما مبارک باد

                                           

                                                هر روزتان نوروز

                                                                نوروزتان پیروز

+ نوشته شده توسط ماردين در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 14:39 |

در بامداد روز 10 فروردین ماه‌ سال 1326 خورشیدی‌ (30/3/1947 میلادی‌) پیشوا قاضی‌، محمد حسین خان سیف قاضی‌ (پسر عموی‌ پیشوا) و ابوالقاسم صدر قاضی‌ (برادر پیشوا) پس از دو محاكمه‌ی‌ ناعادلانه‌ و فرمایشی‌ از جانب دشمنان ملت كرد در میدان "چوارچرا" در شهر مهاباد، یعنی‌ همان مكانی‌ كه‌ روز 2 بهمن 1324 خورشیدی‌ (22/1/1946 میلادی‌) جمهوری‌ كردستان در آ‌نجا اعلام شده‌ بود به‌ دار آ‌ویخته‌و شهید شدند و همان روز با دستان مردم مبارز در گورستان ملاجامی‌ به‌ خاك مقدس وطن سپرده‌ شدند.


حزب دمكرات كردستان از روز 10 فروردین 1358 خورشیدی‌ (30/3/1979) این روز را بعنوان روز شهیدان كردستان نامگذاری‌ نمود. اگر پیش از آ‌ن هنگام به‌ خاطر فشار و ستم مزدوران شاه‌ دیكتاتور امكان اجرای‌ مراسمی‌ بدین مناسبت وجود نداشت، لیكن پس از سقوط حكومت شاهنشاهی‌ و بویژه‌ پس از آ‌نكه‌ حزب این روز را به‌ این اسم نام نهاد همه‌ ساله‌ در چنین روزی‌ به‌ شهیدان و قافله‌سالار آ‌نان، پیشوا قاضی‌ ادای‌ احترام می‌شود.
در این كه‌ پیشوا قازی‌ رئیس جمهور كردستان و برجسته‌ترین شخصیت مكریان بوده‌ و در همه‌ی‌ منطقه مشهور و پرآ‌وازه بود شكی‌ نیست، لیكن تا چند سال پس از شهید شدنش نیز به‌ گونه‌ای‌ كه‌ باید برای‌ ملت كرد شناخته‌ شده‌ نبود و یا اگر هم تا حدی‌ او را می‌شناختند آ‌نگونه‌ كه‌ باید از ایشان تقدیر بعمل نمی‌آ‌وردند. ضروریست هرچه‌ بیشتر پیرامون شخصیت پیشوا قاضی‌ تحقیق شود تا آ‌نگونه‌ كه‌ درخور شخصیت ایشان می‌باشد، شناخته‌ شود.
قاضی‌ محمد، فرزند قاضی‌ علی‌، فرزند میرزا قاسم قاضی‌ است. قدمت این خانواده‌ در شهر مهاباد به‌ چهار قرن قبل برمی‌گردد، ایشان نه‌تنها از جانب مردم بلكه‌ از سوی‌ حكام و مسئولین حكومتی‌ نیز مورد احترام بودند.
قاضی‌ علی‌، پدر پیشوا، سال 1930 در مهاباد سازمان كردی‌ به‌ اسم "جنبش محمد" تأسیس نمود، نامبرده‌ با خیزش شیخ محمد خیابانی‌ در تبریز در ارتباط بود، تا سال 1934 كه‌ در آ‌ن سال وفات یافت مدام این ارتباط برقرار بود.
قاضی‌ علی‌ دارای‌ دو فرزند بود. یكی‌ از آ‌نها ابولقاسم قاضی‌، مشهور به‌ صدر قاضی‌ بوده‌ كه‌ یكی‌ دو دوره‌ از طرف مردم به‌ نمایندگی‌ مجلس انتخاب شده‌ ‌و اعتبار و نفوذ ویژه‌ای‌ داشته‌ است. پس از اتمام دوره‌اش نیز طبق سفارش پیشوا جهت حل‌وفصل نمودن كارهای‌ سیاسی‌ و كمك به‌ مردم در تهران ابقا شده‌ بود.
قاضی‌ محمد نیز كه‌ سال 1900 میلادی‌ در آ‌ن خانواده‌ی‌ فرهنگی‌ چشم به‌ جهان گشود، همان از ابتدای‌ جوانی‌ دارای‌ احساسات میهن پرستی‌ بسیار قوی‌ای‌ بوده‌ و به‌ فراگیری‌ علوم قدیم و جدید بسیار علاقمند بود و در این مورد بسیار زود پیشرفت نمود. نسبت به‌ فراگیری‌ زبانهای‌ خارجی‌ علاقه‌ و جدیت وافری‌ داشته‌، به‌ غیر از زبانهای‌ كرد، عربی‌ ‌و فارسی‌ با زبانهای‌ فرانسوی‌ و انگلیسی‌ و تا اندازه‌ای‌ زبان رووسی‌ نیز آ‌شنا بود.
قاضی‌ محمد علاقه‌ی‌ شدیدی‌ به‌ ارتباط با اهل فضل و علمای‌ عصر خود و انسانها و افراد میهن پرست و روسای‌ قبایل داشت.
پس از وفات پدرش به‌ سمت قاضی‌ شهر نایل آ‌مد. به‌ خاطر علاقه‌ی‌ فزاینده‌ به‌ امور فرهنگی‌ و ارتقای‌ سطح اطلاعات مردم، در سالهای‌ قبل از 1941 و پس از آ‌ن نیز به‌ مدت یكی‌ دو سالی‌ ریاست اداره‌ی‌ فرهنگ و اوقاف شهر مهاباد را عهده‌دار شد و در زمان ریاست ایشان خدمات فرهنگی‌ چشمگیری‌ انجام گرفتند، اولین مدرسه‌ی‌ دخترانه‌ در شهر مهاباد افتتاح گردید. در همین ارتباط با اكثریت دانشجویان، روشنفكران و استادان روابط بسیار نزدیكی‌ داشت.
قاضی‌ محمد نسبت به‌ بنیانگذاران "كومله‌ی‌ ژ ـ ك" احترام ویژه‌ای‌ قائل بود. در چند سالی‌ كه‌ خلا‌و قدرت وجود داشت یعنی‌ بین سالهای‌ 1941 تا 1945 و پس از آ‌ن كه‌ جمهوری‌ كردستان تأسیس شد، در اداره‌ی‌ امورات مردم بویژه‌ در حل‌وفصل كردن مشكلات عشیره‌ای‌ نقش بارزی‌ ایفا نمود. عده‌ی‌ كثیری‌ از بنیانگذاران (ژ ـ ك) با وی‌ مشورت می‌نمودند و بسیار ایشان را دوست می‌داشتند، با جدیت فراوان درصدد عضویت در "ژ ـ ك" بود. بسیاری‌ از مشكلات مردم در دیوان وی‌ كه‌ به‌ محكمه‌ مشهور بود، حل و فصل می‌گردیدند.
قاضی‌ نزد نمایندگان كشورهای‌ بیگانه‌ كه‌ در آ‌ن زمان ایران را بین خود تقسیم كرده‌ بودند احترام ویژه‌ای‌ داشت و هر كس كه‌ به‌ مهاباد می‌رفت در پی‌ آ‌ن بود كه‌ قبل از هر كسی‌ با وی‌ دیدار داشته‌ باشد. دعوت از ایشان جهت عزیمت به‌ شوروی‌ در این ارتباط بود، كه‌ با هیئتی‌ بلندپایه‌ به‌ باكو عزیمت نمود.
قاضی‌ محمد كه‌ به‌ عضویت "كومله‌ی‌ ژ ـ ك" درآ‌مد نام سازمانی‌ وی‌ "بینایی‌" شد، امید بیشتری‌ به‌ مسئولین و مردم بخشید.
در پی‌ شناخت از وضعیت و شهامت سیاسی‌ ایشان و قانع شدن مسئولین "كومله‌ی‌ ژ ـ ك" بود كه‌ نام "كومله‌ی‌ ژ ـ ك" به‌ "حزب دمكرات كردستان" تغییر یافت و بمثابه‌ی‌ حزبی‌ دمكرات و مترقی‌ فعالیت خود را آ‌غاز نمود. قاضی‌ به‌ خاطر ارزش ویژه‌ای‌ كه‌ برای‌ "ژ ـ ك" قائل بود روز تأسیس حزب دمكرات را نیز همان روز 25 تیر كه‌ روز تأسیس كومله‌ی‌ ژـ ك بود، انتخاب كرد و توجه‌ اكثریت قریب به‌ اتفاق مسئولین را به‌ مبارزه‌ از طریق حزب دمكرات جلب نمود. حزب به‌ سرعت جوانه‌ زده‌ و دامنه‌ی‌ مبارزاتش در تمامی‌ مناطق آ‌زاد شده‌ی‌ كردستان گسترش یافت. بحران پیونددادن اجباری‌ كردستان به‌ آ‌ذربایجان را حل نموده‌ و آ‌نها را ناچار ساخت كه‌ حسابی‌ جدا برای‌ كردستان باز كنند. پس از عقد نخستین كنگره‌ی‌ خود در روز 2 بهمن 1324 خورشیدی‌ (30/3/1946 میلادی‌) با مشاركت نمایندگان سایر بخشهای‌ كردستان، از جمله‌ ملامصطفی‌ بارزانی‌ و رۆسای‌ عشایر و نمایندگان همه‌ی‌ اقشار و طبقات كردستان، تأسیس نخستین جمهوری‌ كردستان را اعلام نمود. اگر تا آ‌ن زمان گاه‌گاهی‌ در روزنامه‌ی‌ "كوردستان" به‌ نام پیشوا از ایشان یاد می‌شد، پس از تاسیس جمهوری‌ و به‌ صورت رسمی‌ پیشوا به‌ این عنوان ملقب گردیده‌ و تا هم اكنون نیز در میان مردم رایج است.
پیشوا انسانی‌ با فرهنگ، بی‌غش، دوستدار ادب و هنر ناطق بود و در عین حال سیاسی‌ و دمكراتی‌ میهن پرست و ملی‌گرا بود، با تمامی‌ اقشار و طبقات همنشینی‌ می‌نمود و در زمان لازم از شور و نیروی‌ آ‌نان بهره‌ می‌جست. قاضی‌ محمد اتحاد و همبستگی‌ ملت كرد را بزرگترین عامل موفقیت می‌انگاشت. به‌ همین دلیل در بیشتر مقاله‌های‌ خود كه‌ در روزنامه‌ی‌ "كوردستان" آ‌ن زمان منتشر می‌كرد، پیرامون نڤریه‌ی‌ اتحاد و همبستگی‌ قلم زده‌ و آ‌ن را شرط موفقیت و ستون پایداری‌ جمهوری‌ كردستان و عامل موفقیت بر دشمنان قلمداد می‌نمود.
قاضی‌ محمد هر چند بر این واقف بود كه‌ دشمنان ملت كرد شفاف نیستند لیكن در مذاكرات به‌ شیوه‌ی‌ علنی‌ اعلام می‌داشت كه‌ ملت كرد مایل است از طریق مسالمتآ‌میز به‌ حقوق خود دست یابد. اما اگر چنین نشود، آ‌نچه‌ از دست او براید انجام می‌دهد.
آ‌نچه‌ را لازم می‌دانست بسیار با صراحت به‌ شاه‌ و قوام اعلام می‌كرد، نقاط ضعف آ‌نها در مورد مسئله‌ی‌ كرد را برجسته‌ می‌نمود. به‌ صراحت به‌ آ‌نها گفت: شما در حرفهای‌ خود مشكوك هستید و خواستا حل مسئله‌ی‌ كرد نیستید. زمانی‌ كه‌ از طرف قوامالسلطنه از پیشوا جهت سفر به‌ تهران دعوت به‌ عمل می‌آ‌ید و در تاریخ 28 ژوئن 1946 پیشوا به‌ تهران عزیمت می‌نماید، از جانب عده‌ای‌ از وزیران، نمایندگان مجلس و نماینده‌ی‌ كردهای‌ مقیم تهران و نمایندگان احزاب و اتحادیه‌های‌ كارگری‌ در فرودگاه‌ مورد استقبال قرار می‌گیرد، روزنامه‌ی‌ "ایران ما" می‌نویسد: اكنون كه‌ قاضی‌ محمد در تهران هستند و آ‌زادیخواهان با ایشان دیدارهایی‌ داشته‌اند مشخص می‌شود كه‌ ایشان خواهان ثبات و آ‌زادی‌ و دمكراسی‌ در سراسر ایران می‌باشند و حقوق اجتماعی‌، سیاسی‌ و انسانی‌ ملت كرد نیز مطرح است. هرآ‌نچه‌ به‌ نفع دمكراسی‌ باشد توسط پیشوای‌ كردستان مورد استقبال واقع می‌شود. امیدواریم كه‌ جناب قوام از این سفر تاریخی‌ استفاده‌ ببرند".
قاضی‌ لحڤهی‌ خداحافڤی‌ با ملامصطفی‌ می‌گوید: "من خودم را فدای‌ مردم می‌كنم و هرگز همانند پیشه‌وری‌ و رهبرا آ‌ذربایجان عمل نمی‌كنم كه‌ وطنم در خون غلط و هزاران نفر كشته‌ شوند".
پیشوا و رفقای‌ او همان اندازه‌ای‌ كه‌ طی‌ 11 ماه‌ عمر جمهوری‌ كردستان به‌ خدمت و تلاش صادقانه‌ پرداختند، به‌ همان اندازه‌ هم در دادگاه‌ فرمایشی‌ محاكمه‌ی‌ خود مقاومت نموده‌ و با جرأت و شهامت از خود دفاع كردند، با همه‌ی‌ نارحتی‌ درونی‌ و فضای‌ ناخوشایندی‌ كه‌ در زندان پادگان مهاباد برایشان ایجاد كرده‌ بودند نه‌ تنها اعتقاد به‌ رهایی‌ كردستان نزد آ‌نان تضعیف نگردید بلكه‌ بسیار جدی‌تر و با اراده‌تر شده‌ بودند.
ایشان طی‌ یك ملاقات سری‌ به‌ دو تن از اشخاص مورد اعتماد گفته‌ بودند: "ما را فریب دادند، نباید ملت كرد فریب بخورد و مبارزه‌ی‌ خود به‌ منڤور رهایی‌ و سربلندی‌ را باید ادامه‌ دهد و سلاح تحویل ندهد". همچنین گفته‌ بودند كه‌ ما را تحت فشار قرار داده‌اند تا نامه‌ای‌ به‌ ملامصطفی‌ بنویسیم كه‌ دست از مبارزه‌ بكشد، لیكن ما نه‌تنها چنین چیزی‌ نخواهیم نوشت بلكه‌ معتقدیم آ‌نچه‌ در توان دارد باید در مبارزه‌ با این نامردان به‌كار گیرد.
شجاعت وی‌ در زندان به‌ حدی‌ بود كه‌ افسران آ‌نجا را متحیر كرده‌ بود. در واقع پشت این محاكمه‌ آ‌مریكا و انگلیس حضور داشتند، هرچند به‌ غیر از كاربدستان رژیم افراد غیره‌ای‌ در آ‌نجا نبوده‌اند، لیكن از طریق آ‌نها مسائل بسیاری‌ انتشار یافته‌ كه‌ دانستن آ‌نها ضروریست. پیشوا هربار از دو باری‌ كه‌ به‌ اصطلاح محاكمه‌ شده‌ است، چهار ساعت به‌ ایراد سخنرانی‌ پرداخته‌ و به‌ گفته‌ی‌ سروان شریفی‌ كه‌ وكیل قاضی‌ بود: "این قاضی‌ محمد بود كه‌ حكومت را محاكمه‌ می‌كرد و از تمامی‌ جهات آ‌نها را زیر سوأل می‌برد".
روزنامه‌ی‌ "آ‌زادی‌" كه‌ آ‌ن موقع در بغداد به‌ زبان كردی‌ انتشار می‌یافت، در ارتباط با حمایت آ‌مریكا و انگلیس از این محاكمه‌ نوشته‌ بود: "استعمار انگلیس و آ‌مریكا در وجود قاضی‌ محمد و یارانش دشمنی‌ سرسختی‌ را می‌دیدند. امیدوار بودند كه‌ آ‌نها را قانع كنند و در زندان نیز نمایندگان خود را نزد آ‌نها فرستادند تا بلكه‌ بتوانند ایشان را به‌سوی‌ خودشان جلب كنند، لیكن هرگز موفق نگردیدند. بعدها روزنامه‌ی‌ "آ‌ذربایجان" در باكو نوشته‌ بود كه‌ قاضی‌ محمد به‌ "جورج آ‌لن" نماینده‌ی‌ آ‌مریكا گفته‌ بود، ملت انتڤار هیچگونه‌ عملكرد مثبتی‌ از كشورهای‌ استعمارگر ندارد.
"نجف قلی‌ پسیان" سخنان پیشوا در دادگاه‌ را در چند جمله‌ خلاصه‌ كرده‌ و می‌نویسد: " در لحظه‌ی‌ محاكمه‌ی‌ قاضی‌ محمد به‌ سیاست و عملكرد دولت تهران اشاره‌ كرد و گفت: من در گوشه‌ی‌ زندان صدای‌ خود را بر ضد دولت تهران و رۆسای‌ آ‌نها بلند كرده‌ و می‌گویم گناهكار شمایید نه‌ ما. شما كشور ما را اشغال كرده‌اید".
روزنامه‌نگار دیگری‌ به‌ اسم "سلیمان . خ" در نوشته‌های‌ خود می‌گوید، قاضی‌ گفت: تمام این رویدادها نتیجه‌ی‌ سیاست اشغالگری‌ دولت است. اگر دولت ها تمامی‌ كردها را خائن قلمداد می‌كند، باید این منطقه را ترك كند، اگر كردها را میهن پرست می‌پندارد، باید بگذارد مردم خود امورات خودشان را در دست گیرند".
در اسناد و روزنامه‌های‌ اتحاد جماهیر شوروی‌ سابق نوشته‌های‌ بسیاری‌ در این رابطه وجود داردكه‌ از زبان افسران ایرانی‌ روایت می‌كنند كه‌ قاضی‌ گفته‌ است: "این رویداد نتیجه‌ی‌ آ‌ن است كه‌ خود شما قانون اساسی‌ را نقض كرده‌اید. هم اكنون نیز در كردستان در گسترش دمكراسی‌ تنها هستم و هیچ نیرویی‌ مرا تشویق نكرده‌ است. محرومیت ملت كرد مرا به‌ اجرای‌ چنین اقداماتی‌ واداشته‌ است".
لحظه‌ای‌ كه‌ رئیس دادگاه‌ یا دادستان ایشان را محكوم به‌ خیانت می‌كند در جواب می‌گوید: "اینجا كاشانه‌ی‌ من است. خاك كردستان خاك آ‌با و اجدادی‌ من است، چگونه‌ می‌توانم از آ‌ن دست بردارم".
اگر محاكمه‌ی‌ اول در 19 ماه‌ ژانویه‌ آ‌غاز گردید و چند روز به‌ طول انجامید و حكم به‌ اعدام قاضیها داد، محاكمه‌ی‌ دوم در 28 مارس 1947 (برابر با 7 فروردین) شروع شد و روز 30 مارس خاتمه‌ یافت.
مجله‌ی‌ "خه‌باتی‌ قوتابیان" (مبارزه‌ی‌ محصلین) در شماره‌ی‌ 37 خود از زبان سروان كیومرث صالحی‌، گزارشگر ارتش كه‌ در دادگاه‌ حضور داشت و بعدها به‌ خاطر انتشار گزارشی‌ در این باره‌ یك سال زندانی‌ شد، قسمتی‌ از سخنان پیشوا را منتشر ساخت.
پیشوا گفته‌ است: "دیریست كه‌ خودم را برای‌ چنین روزی‌ آ‌ماده‌ كرده‌ام. با آ‌غوش باز از این مرگ شرافتمندانه‌ كه‌ در راه‌ آ‌زادی‌ ملتم كشته‌ شوم، استقبال می‌كنم، این تعهدی‌ است كه‌ به‌ ملت خود داده‌ام كه‌ با آ‌نها زندگی‌ كنم و با آ‌نها بمیرم، چگونه‌ حاضر به‌ شكستن تعهد خویش خواهم شد؟".
همچنین سروان كیومرث می‌نویسد: "من در اكثر محاكمه‌های‌ صحرایی‌ و سربازی‌ بمثابه‌ی‌ گزارشگر حضور داشته‌ام، لیكن هرگز كسی‌ را به‌ اندازه‌ی‌ قاضی‌ محمد با شهامت و بی‌باك مشاهده‌ نكرده‌ام. او لحظه‌ی‌ محاكمه‌ ترسی‌ به‌ دل راه‌ نمی‌داد. بسیار شجاعانه‌ حرف می‌زد و سۆلات را پاسخ می‌داد".
به‌ خاطر شجاعت و از خودگذشتگی‌ بود كه‌ در پای‌ دار اعدام اجازه‌ نداد چشمهای‌ او را ببندند و گفت: "دوست دارم در آ‌خرین لحڤات زندگیم با سربلندی‌ و چشمانی‌ باز به‌ وطن عزیزم بنگرم". همچنین گفت: " شما یك قاضی‌ محمد را خواهید كشت، لیكن هر قطره از خون من قاضی‌ محمد دیگری‌ خواهد شد، از ملت كرد می‌خواهم كه‌ مبارزه‌ی‌ خود را در راه‌ رهایی‌ كردستان متوقف نكند، به‌ دولت خودفروش تهران اعتماد نكنید. زنده‌ باد كرد و كردستان

+ نوشته شده توسط ماردين در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 1:37 |

عبدالرحمن قاسملو در شب یلدای‌ سال 1309 شمسی‌، مصادف با 22 دسامبر سال 1930 میلادی‌ در یك خانواده‌ زمیندار ثروتمند در شهر ارومیه‌ چشم به‌ جهان گشود. تحصیلات ابتدایی‌ و متوسطه را ابتدا در ارومیه‌ وسپس در تهران بپایان رسانید. هنوز نوجوانی‌ بیش نبود كه‌ با مسایل سیاسی‌ آ‌شنایی‌ پیدا كرد و افكار آ‌زادیخواهانه‌ در ذهنش جای‌ گرفت. وی‌ در این باره‌ در كتاب "چهل سال مبارزه‌ در راه‌ آ‌زادی‌ " پس از بحث درباره‌ی‌ سفر 30 تن از مالكین و رۆسای‌ عشایر كرد به‌ باكو بنا به‌ دعوت دولت شوروی‌ چنین می‌نویسد:


"اگرچه‌ من در آ‌ن زمان یازده‌ ساله‌ بودم، لیكن مانند بسیاری‌ از كودكان آ‌ن دوره‌ سیاست توجه‌ مرا به‌ خود جلب كرده‌ بود. پدرم یكی‌ از اعضای‌ آ‌ن هیأت بود. بیاد دارم موقعی‌ كه‌ از سفر باكو برگشت، چند عدل قند و یك تفنگ ته‌پر شكاری‌ خوب همراه‌ آ‌ورده‌ بود. چنین می‌نمود كه‌ شورویها قند و تفنگ و وسایل دیگر را به‌ عنوان هدیه‌ به‌ همه‌ی‌ اعضای‌ هیئت داده‌ بودند. به‌ ویژه‌ قند خیلی‌ با ارزش بود. چون آ‌ن زمان در ایران كمیاب و گران بود. این كار بنظر من بسیار عجیب می‌نمود. زیرا در خانواده‌ ما برادران و عموزاده‌هایم كه‌ از من بزرگتر بودند، از این سخن به‌ میان می‌آ‌وردند كه‌ پدرم همراه‌ چند نفر دیگر به‌ باكو رفته‌اند تا حقوق و آ‌زادی‌ كردها را طلب نمایند. به‌ همین علت رك و صریح از پدرم پرسیدم: پس حقوق كردها چه‌ شد؟"
(چهل سال مبارزه‌ در راه‌ آ‌زادی‌. چاپ دوم كردی‌ 1367 صفحات 62 ـ 61)
كاك عبدالرحمن قاسملو در سال 1324 فعالیت سیاسی‌ خود را با تشكیل اتحادیه‌ی‌ جوانان دمكرات كردستان در شهر ارومیه‌ آ‌غاز كرد. سال 1325 جمهوری‌ كردستان در مهاباد سقوط كرد. متعاقب آ‌ن وی‌ نیز جهت تحصیل راهی‌ تهران گشت و در سال 1327 برای‌ ادامه‌ تحصیل به‌ پاریس، پایتخت فرانسه‌ رفت. رسیدن به‌ پاریس مصادف با تیراندازی‌ به‌ سوی‌ شاه‌ در دانشگاه‌ تهران (15 بهمن 1327) بود كه‌ منجر به‌ ازبین رفتن آ‌زادیهای‌ دمكراتیك در سراسر ایران شد. بدین مناسبت یك گردهمایی‌ وسیع دانشجویان ایرانی‌ در پاریس برگزار گردید كه‌ در آ‌ن كاك عبدالرحمن قاسملو سخنرانی‌ شدیدالحنی‌ علیه‌ شاه‌ ایراد نمود و در نتیجه‌ دانشجویان یك پیام اعتراضی‌ به‌ محمدرضاشاه‌ مخابره‌ كردند. این اقدام موجب فشار سفارت ایران در پاریس و حتی‌ حكومت فرانسه‌ بر وی‌ شد. تا سرانجام ناچار گردید پاریس را ترك كرده‌ و به‌ عنوان اولین بورسیه‌ ایرانی‌ "اتحادیه‌ بینالمللی‌ دانشجویان" به‌ پراگ پایتخت چكسلوواكی‌ عزیمت كند. در همان مدت اقامت خود در فرانسه‌ با همكاری‌ چند تن دیگر از دانشجویان كرد انجمن دانشجویان كرد در اروپا را تأسیس كرد.
طی‌ مدتی‌ كه‌ در پراگ مشغول تحصیل بود در فعالیتهای‌ اتحادیه‌ی‌ بینالمللی‌ دانشجویان نیز شركت داشت. سال 1330 به‌ نمایندگی‌ از سوی‌ دانشجویان ایرانی‌ در دومین كنگره‌ی‌ آ‌ن سازمان كه‌ در شهر پراگ برگزار گردید شركت كرد. در همان مدت به‌ عنوان نماینده‌ی‌ ایران در بیشتر گردهمایی‌ها و كنفرانسهای‌ فدراسیون جهانی‌ جوانان در شهر بوداپست، پایتخت مجارستان شركت می‌كرد. سال 1331 در زمان حكومت ملی‌ دكتر مصدق، كاك عبدالرحمن قاسملو بعد از اینكه‌ در دانشگاه‌ پراگ موفق به‌ اخذ لیسانس علوم اجتماعی‌ و سیاسی‌ شد، به‌ ایران بازگشت. در آ‌ن موقع میان حزب دمكرات كردستان و حزب توده‌ ایران وحدت تشكیلاتی‌ وجود داشت. كاك عبدالرحمن قاسملو پس از شش ماه‌ فعالیت در تهران به‌ مهاباد برگشت و در آ‌نجا مسۆلیت كار حزبی‌ را به‌ عهده‌ گرفت. بعد از كودتای‌ شوم 28 مرداد سال 1332 ناچار شد به‌ فعالیت مخفی‌ روی‌ آ‌ورده‌ و مخفیانه‌ در تهران و كردستان مشغول فعالیت حزبی‌ شود. در این فاصله‌ ایشان سرپرستی‌ روزنامه‌ "كوردستان"، ارگان مركزی‌ حزب را بر عهده‌ داشت كه‌ تنها پنج شماره‌ آ‌ن مخفیانه‌ به‌ چاپ رسید و نیز در همین مدت بود كه‌ یك كمیته‌ سراسری‌ جهت فعالیتهای‌ حزب دمكرات كردستان به‌ سرپرستی‌ وی‌ تشكیل گردید. كاك عبدالرحمن قاسملو پس از پنج سال فعالیت سیاسی‌ در ایران و بویژه‌ در كردستان، سال 1336 بار دیگر به‌ چكسلوواكی‌ رفت. در سال 1337(1958) پس از پیروزی‌ انقلاب عراق و رشد جنبش در كردستان عراق، همراه‌ با تنی‌ چند از اعضای‌ مسئول حزبی‌ كوشش نمودند چمن اقامت در خاك عراق، سازمانهای‌ حزبی‌ را در داخل كشور احیا نمایند. لیكن به‌ دلیل كارشكنی‌ بعضی‌ از رهبران حزب دمكرات كردستان عراق كاری‌ از پیش نبردند، و در سال 1339 به‌ دستور دولت عراق ناچار شد آ‌ن كشور را ترك گوید و به‌ پراگ برگردد.
سال 1341(1962) كاك عبدالرحمن قاسملو در دانشگاه‌ پراگ به‌ اخذ درجه‌ی‌ دكترا در رشته‌ علوم اقتصادی‌ نایل آ‌مد و تا سال 1349 در آ‌ن دانشگاه‌ درس "اقتصاد سرمایه‌داری‌ و اقتصاد سوسیالیستی‌ و تئوری‌ رشد اقتصادی‌" را تدریس می‌كرد. در این فاصله‌ دكتر قاسملو چند كتاب و جزوه‌ را در رابطه با مشكلات اقتصادی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ به‌ رشته‌ تحریر درآ‌ورد كه‌ معروفترین آ‌نها كتاب "كردستان و كرد" می‌باشد. این كتاب كه‌ در اصل به‌ زبان چكی‌ به‌ رشته‌ تحریر درآ‌مده‌ است تاكنون به‌ زبانهای‌ انگلیسی‌، سلواكی‌، لهستانی‌، عربی‌، كردی‌، فارسی‌ و بخشهایی‌ از آ‌ن نیز به‌ فرانسه‌ ترجمه‌ و منتشر شده‌ است. دكتر قاسملو با زبانهای‌ كردی‌، فارسی‌، تركی‌، عربی‌، فرانسه‌، انگلیسی‌، چكی‌ و روسی‌ آ‌شنایی‌ كامل داشت و به‌ برخی‌ از زبانهای‌ دیگر مانند آ‌لمانی‌ و زبانهای‌ اسلاو نیز رفع احتیاج می‌كرد.
سال 1349 بعد از صدور بیانیه‌ی‌ 11 مارس و توافق میان رهبری‌ جنبش كردستان عراق با دولت آ‌ن كشور امكان فعالیت سیاسی‌ در كردستان ایران بیشتر شد. در این فرصت دكتر قاسملو از اروپا بازگشت و به‌ یاری‌ چند نفر از یاران نزدیك خود مسئولیت احیای‌ سازمانهای‌ حزب دمكرات كردستان را به‌ عهده‌ گرفت. در كنفرانس سوم حزب كه‌ در خردادماه‌ سال 1350 برگزار شد، دكتر قاسملو به‌ عضویت كمیته‌ی‌ مركزی‌ و سپس به‌ دبیركلی‌ حزب دمكرات كردستان انتخاب شد و از آ‌ن به‌ بعد در همه‌ی‌ كنگره‌های‌ حزبی‌ به‌ عنوان دبیركل برگزیده‌ شد و بدن ترتیب به‌ مدت هیجده‌ سال به‌ عنوان رهبری‌ كاردان و شایسته‌ در مقام اول مسئولیت، اداره‌ امور حزب دمكرات كردستان ایران را در یكی‌ از سختترین شرایط مبارزه‌ این حزب را رهبری‌ كرد.
رفیق مبارز، معلم و رهبر، دكتر عبدالرحمن قاسملو روز 22 تیر ماه‌ سال 1368 در حالی‌ كه‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ راه‌حل مسالمتآ‌میز مسأله‌ كرد در ایران با تنی‌ چند از نمایندگان حكومت جمهوری‌ اسلامی‌ در وین بر سر میز گفتگو نشسته‌ بود، همراه‌ رفیق مبارز كاك عبدلله‌ قادری‌، عضو كمیته‌ی‌ مركزی‌ به‌ دست باصطلاح نمایندگان دولت برای‌ مذاكرات صلح به‌ شهادت رسید. در این ترور ناجوانمردانه‌ دكتر فاضل رسول، كرد عراقی‌ و استاد دانشگاه‌ در وین نیز به‌ دست همان تروریستها به‌ شهادت رسید.

+ نوشته شده توسط ماردين در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 1:35 |

صادق شرفكندی‌، دبیركل حزب دمكرات كردستان ایران، روز 21 دیماه‌ سال 1316 خورشیدی‌ ـ 11 1ژانویه‌ سال 1938 میلادی‌ در خانواده‌ای‌ وطن پرست و میهن دوست در روستای‌ "ته‌ره‌غه‌" از توابع بوكان دیده‌ به‌ جهان گشود. در دوران كودكی‌ از پدر محروم و تحت سرپرستی‌ و مراقبت برادر بزرگترش، یعنی‌ شاعر بزرگ و میهن پرست كرد مرحوم استاد "هه‌ژار" قرار گرفت. دوران كودكی‌ زنده‌یاد"دكتر محمد صادق شرفكندی‌" همزمان بود با گسترش مبارزات آ‌زادیخوانه‌ مردم كردستان و تأسیس جمهوری‌ كردستان. لذا توصیه‌ها‌و رهنمودهای‌ برادرآ‌گاه‌ و انقلابیش همراه‌ بسیاری‌ از تصاویر رخدادهای‌ آ‌ن مرحله‌ از تاریخ در فكر و اندیشه‌ او نقش بست.


سال اول و دوم ابتدایی‌ را در بوكان و پس از آ‌نكه خانواده‌اش در مهاباد اقامت گزید تحصیلات دوره‌ ابتدایی‌ و دبیرستان را در آ‌ن شهر و سال آ‌خر دبیرستان را در تبریز به‌ اتمام رساند و در سال 1338 شمسی‌ ـ 1959ـ میلادی‌ موفق به‌ اخذ لیسانس در رشته‌ شیمی‌ از دانشسرای‌ عالی‌ تهران گردید. قابل ذكر است كه‌ زنده‌یاد در تمام مراحل تحصیلی‌ حائز رتبه‌ی‌ نخست یا از جمله‌ محصلین ممتاز بوده‌ است. در هیمن سال عنوان دبیر درس شیمی‌ در شهرهای‌ مهاباد و ارومیه‌ بكار اشتغال ورزید و سال 1344 شمسی‌ ـ 1965 میلادی‌ كار تدریس و دبیری‌ را دنبال نمود. در تمامی‌ این مدت عنوان دبیری‌ ممتاز به‌ منظور پرورش و بالابردن سطح معلومات دانشآ‌موزان كردستان جدیت و فعالیت ویژه‌ای‌ از خود نشان داد. بگونه‌ای‌ كه‌ دانشآ‌موزان و فارغ التحصیلان تحت تدریس وی‌ سال به‌ سال بیشتر در كنكور دانشگاهها قبول می‌شدند و به‌ دانشگاه‌ راه‌ می‌یافتند. سرانجام ساواك (دستكاه‌ جاسوسی‌ و جهنمی‌) رژیم پهلوی‌ ادامه‌ خدمت فرهنگی‌ را در كردستان در حق وی‌ روا ندید و همراه‌ تعداد دیگری‌ از دبیران همفكر و همكارش او را تبعید و روانه‌ی‌ شهرهای‌ اراك، كرج، و دیگر شهرهای‌ مركزی‌ كشور نمودند.
كاك محمد صادق شرفكندی‌ در سال 1349 شمسی‌ ـ 1970 میلادی‌ به‌ دانشگاه‌ تربیت معلم انتقال یافت و عنوان آ‌سیستان بخش شیمی‌ این دانشگاه‌ مشغول بكار شد. پس از آ‌نكه در این سمت نیز لیاقت و كاردانی‌ خود را نشان داد با استفاده‌ از بورس تحصیلی‌ وزارت علوم در سال 1351شمسی‌ ـ 1972 میلادی‌ راهی‌ كشور فرانسه‌ شد و پس از 4 سال تحصیل در دانشگاه‌ شماره‌ 6 پاریس موفق به‌ اخذ درجه‌ی‌ دكترا در رشته‌ی‌ شیمی‌ (شیمی‌ تجزیه‌) گردید.
دكتر صادق شرفكندی‌ سال 1355شمسی‌ ـ 1976 میلادی‌ به‌ كشور بازگشت و عنوان استادیار درس شیمی‌ در دانشگاه‌ "تربیت معلم" به‌ كار تدریس ادامه‌ داد كه‌ در انجام این خدمت فرهنگی‌ نیز موفقیتهای‌ چشمگیری‌ كسب و او را محبوب اساتید و دانشجویان این دانشگاه‌ گردانید، گونه‌ای‌ كه‌ او را عنوان استادی‌ دلسوز و در همان حال انقلابی‌ می‌شناختند.
وی‌ سال 1352 شمسی‌ ـ 1973 میلادی‌ یعنی‌ زمانیكه‌ دوره‌ی‌ دكترا را در پاریس میگـذرانید از طریق رهبر بزرگ ملت كرد، دكتر عبدالرحمان قاسملوو با برنامه‌ و اساسنامه‌ی‌ حزب دمكرات كردستان ایران آ‌شنا گردید و تقاضای‌ عضویت در حزب دمكرات كردستان ایران را نمود. یپس از مراجعت به‌ ایران به‌ عنوان رابط بین دكتر قاسملو و اعضا قدیمی‌ حزب در داخل كشور وظیفه حزبی‌ خود را بطور شایسته‌ای‌ انجام رساند و در این رابطه كرات جان خود را بخطر انداخت. بدنبال سقوط رژیم پهلوی‌ و تجدید فعالیت علنی‌ حزب در سال 1358 شمسی‌ ـ 1979 میلادی‌ عنوان مشاور كمیته‌ی‌ مركزی‌ و در اسفندماه‌ 1358 شمسی‌ ـ فوریه‌1980 میلادی‌ در كنگره‌ی‌ چهارم حزب عنوان عضو كمته‌ مركزی‌ انتخاب گردید و مسئولیت كمیته‌ی‌ حزب در تهران به‌ ایشان سپرده‌ شد كه‌ بحق در این مسئولیت نیز لیاقت و شایستگی‌ خود را نحو احسن نشان داد.
در اوایل تابستان سال 1359 شمسی‌ ـ 1980 میلادی‌ از سوی‌ رهبری‌ حزب برای‌ كار تمام وقت در حزب به‌ كردستان فراخوانده‌ شد و در جریان نشست كمیته‌ مركزی‌ حزب در تابستان همانسال به‌ عضویت دفتر سیاسی‌ حزب انتخاب گردید. در كنگره‌های‌ پنجم، ششم، هفتم، هشتم و نهم عضویت دفتر سیاسی انتخاب می‌شد.
دكتر محمد صادق شرفكندی‌ در دوران عضویتش در رهبری‌ حزب اكثراً مسئولیت بخش انتشارات و تبلیغات را برعهده‌ داشت و از سال 1365 تا هنگام شهادت دكتر قاسملو وظیفهی‌ معاونت دبیركل حزب را عهده‌دار بود.
دكتر محمد صادق شرفكندی‌ در نخستین نشست كمیته‌ی‌ مركزی‌ پس از شهادت دكتر قاسملو اتفاق آ‌را اعضای‌ كمیته‌ مركزی‌ به‌ دبیركلی‌ حزب انتخاب و در كنگره‌ نهم نیز مجدداً به‌ این سمت انتخاب گردید و تا زمان شهادتش (27 شهریور 1371 ـ17 سپتامبر 1992) وظیفه سنگین دبیركلی‌ حزب را بر عهده‌ داشت.
مبارز ‌وو انقلابی‌ ملت كرد، دكتر محمد صادق شرفكندی‌ طی‌ دوران فعالیت علنی‌اش در صفوف حزب همواره‌ دارای‌ نقش اساسی‌ و مۆثر در رهبری‌ حزب و جنبش خلقمان و یكی‌ از چهره‌های‌ آ‌گاه‌ و سرشناس جنبش ملی‌ ـ دمكراتیك ملت كرد بود و بحق باید اذعان نمود كه‌ شاگرد شایسته‌ و یار وفاداری‌ برای‌ زنده‌یاد دكتر قاسملو بود كه‌ پس از شهادت وی‌ نیز در مقام معلم ادامه‌كاری‌ و ادامه‌ راه‌ دكتر قاسملو با شایستگی‌، لیاقت و كاردانی‌ مخصوص به‌ خود اجازه‌ نداد كه‌ دشمنان جنبش خلق كرد آ‌نگونه‌ كه‌ انتظار داشتند به‌ اهدافشان در رابطه با حزب دمكرات نایل آ‌یند.
دكتر صادق شرفكندی‌ از همانموقع كه‌ به‌ عضویت حزب درآ‌مد یكی‌ از طراحان مۆثر سیاست و مواضع حزب بود. مصرانه‌ در حفظ اموال و پرنسیپهای‌ حزب دی‌كوشید.
دكترصادق شرفكندی‌ مبارزی‌ شجاع، باروحیه‌، بااخلاق، راستگو، درستكار و صادق به‌ تمام معنا بود، حامی‌ حق وعدالت بود و همه‌ این ویژگیها را در سیاست و عمل بكار می‌گرفت. پركار و خستگی‌ناپـذیر بود، تمام هم و وقت خود را به‌ انجام امور حزب اختصاص داده‌بود، مبارز بمعنای‌ خالص كلمه‌ ‌و دمكرات بمعنای‌ واقعی‌ بود، این ویژگیها در تمامی‌ كار وكردار و گفتارش متجلی‌ بود... اعتقاد عمیقی‌ به‌ دمكراسی‌ و حقوق ملیتهای‌ ایران داشت، همین سبب از دیدگاه‌ او معیار برای‌ هر حركت انقلابی‌ در ایران و كردستان عبارت از تلاش بمنظور استقرار دمكراسی‌ و تحقق حقوق ملی‌ ملت كرد و همه‌ ملل ایران بود. سیاست و تاكتیك برای‌ دكتر صادق در اصطلاحات و عبارت خلاصه‌ نمی‌شد از دیدگاه‌ او سیاست عبارت بود از اقدام انقلابی‌. همین جهت هم بحق و در عمل سمبل ویژگیهای‌ برجسته‌ حزب دمكرات كردستان ایران بود.
دكترشرفكندی‌ رهبری‌ بی‌آ‌لایش و بی‌ تكلف و متواضع بود، با این حال همان اندازه‌ كه‌ نسبت به‌ دوستان و رفقایش آ‌رام و باگـذشت بود، در برابر دشمنان حزب و ملت قاطع، مصمم و بدون اغماض بود، ذره‌ای‌ نرمش از خودش نشان نمی‌داد و یك قدم از مواضع اصولی‌ حزب عقب نمی‌كشید. او ملت كرد را با جان و دل دوست می‌داشت همین جهت زندگی‌ خود را وقف خدمت به‌ آ‌نان كرده‌بود، از جمله‌ سیاستمدارانی‌ نبود كه‌ مردم را وسیله‌ای‌ برای‌ پیشبرد منافع و مصالح خویش می‌دانند بلكه‌ جز منافع ‌و مصالح خلق، چیز دیگری‌ برایش مهم مطرح نبود.
كاك دكتر صادق ایمان محكم و اعتقاد عمیقی‌ به‌ همكاری‌ و همرزمی‌ ملل و همه‌ی‌ آ‌زادیخواهان ایران داشت. بر این باور بود كه‌ سرنگونی‌ رژیم اسلامی‌ بدون همبستگی‌ و همكاری‌ میان سازمانهای‌ دمكرات و مترقی‌ ایران امری‌ ممكن یا دست كم آ‌سان نمی‌باشد لذا از هر فرصتی‌ بدین منظور استفاده‌ می‌كرد و در عمل در تحقق آ‌ن می‌كوشید.
سرانجام روز 26 شهریور 1371(17سپتامبر 1992) در جریان حمله‌ی‌ تروریستهای‌ رژیم جمهوری‌ اسلامی‌ ایران به‌ رستوران میكونوس همراه‌ با كاك فتاح عبدلی‌، عضو كمیته‌ی‌ مركزی‌ حزب و كاك همایون اردلان، یكی‌ از كادرهای‌ برجسته‌ حزب به‌ شهادت رسید. روانش شاد

+ نوشته شده توسط ماردين در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 1:31 |
iran-tejarat.com