|
+ نوشته شده توسط ماردين در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت
2:32 |
+ نوشته شده توسط ماردين در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت
8:52 |
+ نوشته شده توسط ماردين در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت
8:50 |
+ نوشته شده توسط ماردين در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 و ساعت
8:40 |
+ نوشته شده توسط ماردين در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت
4:3 |
30-01-1386 کوردستان میدیا: براساس خبر مرکز خبری PDKI، رژیم مستبد جمهوری اسلامی در ادامه سیاستهای ارتجاعی خود برای بیشازپیش محدودساختن آزادی پوشش زنان و مردان، از تاریخ 25 فروردین 1386 دست به اجرای طرح "مبارزه با بیحجابی" در سراسر ایران زده است. براساس این طرح، تمامی دختران و زنان ایران باید از چادر استفاده کنند و از پوشیدن مانتوی کوتاه، بیرون انداختن موی سر و آرایش زاید! اجتناب نمایند. همچنین براساس طرح ارتجاعی فوق، مردان نیز باید از پوشیدن شلوار تنگ و تیشرت و استفاده از مدلهای غیراسلامی و پیرایش موی سر و صورت! اجتناب کنند وگرنه به مجازات جریمه نقدی (یک میلیونودویست هزار تومان) و زندان محکوم خواهند شد. + نوشته شده توسط ماردين در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت
4:0 |
نمایندگان ارجمند احزاب و سازمانهای سیاسی! امروز دهم فروردین، یكی از روزهای تلخ تاریخ خونین ملت كرد است. شصت سال پیش در چنین روزی رئیس جمهور كردستان پیشولا قاضی محمد، محمد حسین خان سیف قاضی وزیر دفاع جمهوری و پسر عموی پیشوا و نبز ابولقاسم صدر قاضی برادر پیشوا به جرم میهن پرستی و كرد بودن و مبارزه در راه آزادی كرد و كردستان در میدان چوار چرای مهاباد،
درست در محلی كه روز دوم بهمن ماه سال 1324 شمسی در آن تاسیس نخستین جمهوری كردستان اعلام شد، بدار آویخته شدند.
رژیم محمد رضا شاه به خیال خود برای زهر چشم گرفتن از مردم نه تنها این سه تن را از خانواده قاضی، بلكه در مهاباد، بوكان، سقز نیز به اختلاف چند روز، شمار چشمگیری از افسران فداكار و میهن پرست نیروی پیشمرگ كردستان را اعلام كرد. اما همانگونه كه پیشوا به هنگام قرار گرفتن در پای چوبه دار فرمود: "شما با اعدام من یك قاضی محمد را میكشید اما در آینده دهها و صدها قاضی محمد در این كردستان به میدان مبارزه گام خواهند نهاد و علیه شما مبارزه خواهند كرد" بسیار زود مبارزه فرزندان خلق كرد علیه حكومت خاندان پهلوی و رژیم پادشاهی محمد رضا شاه از سر گرفته شد. آری دشمنان كرد فضای دمكراتیك آن بخش آزاد شده كردستان كه تحت حاكمیت جمهوری بود را تاب نیاوردند. نتوانستند سعاوت كرد را تحمل كرده و شاهد انجام اقدامات مثبت و افتخار آمیزی باشند كه طی مدت كمتر از یكسال و نیم از سوی حزب دمكرات كردستان و بویژه طی 11 ماه با مشاركت مردم و همت جمهوری انجام پـذیرفتند. بر افراشتن پرچم سه رنگ كردستان به شیوه رسمی، گرفتن نخستین كنگره حزب، تصویب یك خط مشی نوین و مدرن و تأسیس جمهوری كردستان در جوار یك حكوم پادشاهی و دیگر موفقیتها و دستاورها، طی مدت كوتاه، دشمنان آزادی و دمكراسی كرده بود. به همین دلیل توطـئههای پی در پی و طرح حمله به منظور درهم شكستن جمهوری را پی ریزی كردند. بدیهی است كشورهای كاپیتالیستی آن دوران نیز مصالح خود را در به شكست كشاندن حكومت ملی آزربایجان و جمهوری كردستان به عنوان دو هم پیمان دمكراتیك در منـطـقه میدیدند. هم از اینرو حیله گرانه راه را برای رژیم شاه هموار ساختند تا در وهله نخست آزربایجان و سپس كردستان را مجدداً به اشغال خود درآورد كه متاسفانه در انجام پروژههایشان نیز موفق شدند. چند روز پس از شكست جمهوری و ورود ارتش به مهاباد، بر خلاف كلیه وعدههایی كه سران رژیم داده بودند، پیشوا و اعضای كابینهی جمهوری و شمار كثیری از مسئولان ارگانهای حكومتی كردستان را بازداشت كرده و زندانهای شهر را از كردها پر كردند. دادگاههای نظامی فرمایشی را از تهران به شهرهای كردستان گسیل داشتند. محاكمه پیشوا قاضی محمد و یارانش فصل دیگری از تاریخ مبارزات پر افتخار آنها را رقم زد. آخرین فرصتی بود كه در جلسات دادگاه برای آنها فراهم گشته بود. به گفته سروان شریفی وكیل قاضیها، این قاضیها و بویژه پیشوا بودند كه مسئول و اعضای دادگاه را بطور مستقیم و رژیم شاه را بطور غیر مستقیم محاكمه میكردند و در مورد آنها افشاگری كرده و كلیه جنایاتی كه نسبت به كرد مرتكب شده بودند را به آنها خاطرنشان میساختند. پیش از ورود ارتش به مهاباد، نماینده اتحاد جماهیر شوروی به پیشوا پیشنهاد كرده بود كه شهر را ترك گوید و مقامات مسافرت را نیز برای او فراهم ساخته بود، در پی آن زنده یاد مصطفی بارزانی نیز بوی پیشنهاد كرده بود تا با او همراه شده و شهر مهاباد را ترك نماید. اما با وجود احترام فراوانی كه برای مصطفی بارزانی قائل بود و وی را از صمیم قلب دوست میداشت و در صداقت نسبت به او تردید نداشت فرمود: من به منظور حفظ جان مردم و پیشگیری از به ناحق ریخته شدن خون فرزندان فداكار ملت و وفاداری نسبت به سوگندی كه یاد كردهام، در اینجا خواهم ماند". باقی ماند تا پس از خود، جان تازهای به حزب و ملتش بخشید و راه مبارزه ادامه داشته باشد. پیشوا با چنین پنداشت و روح بزگ و فداكاریای در دادگاه نیز كلیه مسئولیتها را برعهده گرفت و نه تنها اقداماتی كه در پست ریاست جمهوری و مسئولیت حزبی برای سعادت مردم و ملتش و پیاده كردن عملی دمكراسی انجام داده بود را انكار نكرد، بلكه بصراحت به دادگاه اعلام كرد كه من مدتی است كه آماده پـذیرفتن مرگی پر افتخار در راه رهایی خلق و میهن خویش هستم. پیشوا روشنفكری متعهد و بزرگ بود، بیش از همه كس به ملت خود نزدیك بود. جامعه شناسی واقعی و با تجربه بود. آگاهی كاملی از آلام و رنجهای كرد و آرزوهای ملت استثمار شده خویش داشت. با زبانی ساده و عادی با مردم سخن میگفت و به همین دلیل تاثیرات مستقیمی بر احساس و اعتقاد آنان بر جای میگـذارد. قاضی محمد نخستین كسی بود كه در تاریخ خونین ملت كرد به عنوان پیشوا ملقب گشته بود. پیشوا قاضی مردم و میهن خود را با جان و دل دوست میداشت، كلیه توان و امكانات خود را در راه سعادت جامعه كردستان نثار كرده بود، در عین حال یك شخصیت ملی گرای فرانگر و غیر متعصب بود، ضمن اعتقاد به آزادی و دمكراسی برای ملت كرد، اهمیت فراوانی برای حقوق دیگر ملتهای تحت ستم ایران قائل بود و حتی حقوق اقلیتهای مـذهبی را نیز محترم میشمرد و عملاً در چهارچوب جمهوری تا حد امكان آنها را رعایت كرده و حقوق مشروع آنان را تأمین نمود. پیشوا بروشنی دریافته بود یكی از عوامل به نتیجه نرسیدن اكثر جنبشهای ملی اختلافات داخلی بوده است، به همین دلیل تلاش فراوانی به خرج داد تا اختلافات طائفهای و عشیرهای را به حداقل برساند و توانست در جامعه خان خانی و عقب افتاده آن دوران راه را برای تأسیس حزب دمكرات كردستان با چنین برنامه طرقیانهای هموار سازد كه بعدها به جمهوری كردستان منتهی شد. اتحاد و یكپارچگی كردها و ضرورت تاریخی این وفاق و همدلی را آنقدر مهم میشمرد كه هم در روز اعلام جمهوری و هم در واپسین لحظات حیاتش، در وصیت نامهی خویش بر آن تأكید ورزیده و بروشنی مورد اشاره قرار داده است. پیشوا به معنای واقعی كلمه انسانی دمكرات و آزاده بود، تأسیس اتحادیه زنان و اتحادیه جوانان، اعزام دانش آموزان و جوانان از كلیه اقشار و طبقات جامعه به خارج از كشور جهت ارائه تحصیل و رفتار انسانیای كه بنا به توصیههای وی با اسراری جنگی بعمل میآمد، همگی دلیل زنده باورهای دمكراتیك آن ذات بود. پیشوا قاضی علیرغم آنكه از بسیاری لحظڤ بسیار والاتر از همكاران و رفقایش بود اما همواره در تدوین برنامه كاری خود با آنها مشاوره میكرد. در آنهنگام كه عشایر از سویی مشغول یورش به شهر مهاباد بودند، ارتش در حال هجوم بود. جبهههای سردشت و سقز در شرف تخلیه بودند، نیروی بازانیها طبق قرار قبلی خود را برای خروج از شهر مهاباد آماده ساختند، پیشوا جمع كثیری از مردم، فرماندهان و دست اندركاران جمهوری را در مسجد "عباس آقا" گرد آورد تا با آنها به رایزنی پرداخته و رأی و نظر آنها را جویا شود. در اوضاع و احوال آن دوران جمهوری، پیشوا به یگانگی ملت كرد و یكپارچگی خاك كردستان اعتقاد داشت، حتی پیش از آن زمان با احزاب و شخصیتهای سیاسی دیگر بخشهای كردستان در ارتباط بود. شركت نمایندگان آنها بویژه در روز اعلام جمهوری و تقسیم وظایف بین آنان بدون هیچگونه تبعیضی و بر اساس شایستگی آنها دلیل روشنی بر این مدعی هستند. قاضی محمد با چنین ویژگیهای برجستهای در مقام ریاست جمهوری قرار گرفت، وفاداری به سوگندی كه ادا كرده بود، مقامات مهم و ارزشمندی كه ط این مدت كوتاه در چهار چوب حزب و جمهوری انجام پـذیرفتند، موجب گشتند وی همچون یك رهبر كبیر و رئیس جمهوری فداكار و كاریزما شناخته شود و در پی شهادتش نیز هر سال بیش از پیش به میزان ارتقاء سطح احساسات ملی در دل هر كرد پر شور و میهن پرستى جای گرفته و به رمز مبارزه در راه سعادت و آزادی كرد شناخته شود. امروز كه از شصتمین سال این حزب از سوی حزب دمكرات كردستان به عنوان روز شهیدان كردستان نامگزاری شده است، برای آن نیست كه اشك بریزیم. تجلیل از پیشوا و یارانش و تمامی شهدا بدین شیوه است كه از سوی برای تقدیر از جانبازی و فداكاری آنها بر مزار آنها رفته و بدیدار خانواده شهدا برویم و با آنان تجدید عهد نماییم كه به آرمانهای مقدسشان وفادار مانده و ادامه دهنده راهشان باشیم و با مسئولیت كامل و احساسات پاك ملی در راستای تحقق آرمانهای ملی آنها تلاش كرده و پیگیرانه مبارزه نماییم. از سوی دیگر لازم است خصائل انسانی والای پیشوا و كلیهشهدا نظیر انسان دوستی، دمكرات منشی، میهن پرستی و فداكاری را در را خلق سرمشق قرار داده و تا آنجا كه در توان داریم در خصوص اتحاد صفوف و وفاق كردها تلاش نماییم و تجارب تلخ ناشی از اختلاف و دو دستگی را تكرار نكنیم و به هیچكس و گروهی اجازه ندهیم در راستای مصالح و موقعیت فردی و گروهی خود با سرنوشت ملتها بازی كند و برای رسیدن به برخی مصالح مقطعی از حقوق ملی كیان ابا واجادىمان چشم پوشی نماید و در مقابل زورمداران شونیست كوتاه آمده و در برابر برداشتهای شونیستی آنها تسلیم شود. ضروری است به تاریخ دیرین خود اعتقاد داشته باشیم، دوست و دشمن خود را به خوبی بشناسیم و هشيارتر از پیش باشیم یا اشتباهات تكرار نگردند. ما به عنوان حزب دمكرات كردستان، جمهوری اسلامی ایران را دشمن اصلی خود و همه ملتهای ایران میدانیم و معتقدیم كه برای سرنگونی این رژیم باید نیروهای اپوزسیون ایران و بویژه نیروهای كردستانی دست به دست یكدیگر داده و مبارزه پیگیرانه خود را تا پایان دادن به حاكمیت شوم آخوندهای واپسگرای حامی و مشوق تروریستها ادامه دهند و عملاً یك دمكراسى واقعی را در ایران مستقر سازند و در چهارچوب یك حكومت فدرال حقوق كلیه ملل تحت ستم و طبقات و اقشار ستمدیده تأمین گردد و یك زندگی مملو از خوشی و سعاوت برای همه تامین شود. در شصتمین سالروز شهادت پیشوا و یارانش، ما كادرها و پیشمرگان، اعضا و هواداران حزب دمكرات كردستان عهد مینماییم كه رهرو راه مبارزه مشروع آنها باشیم و تا جان در بدن داریم در راه رسیدن به آرمانهایشان تلاش نماییم. درود بر روان پاك پیشوا قاضی محمد رئیس جمهوری كردستان و یارانش! سلام بر یاد و خاطره كلیه شهدای آزادی كردستان! پیروز باد آرمان والای شهدای كرد و كردستان! دفتر سیاسی حزب دمكرات كردستان دهم فروردین ماه 1386
+ نوشته شده توسط ماردين در شنبه یازدهم فروردین 1386 و ساعت
3:16 |
ماده 1 تمامی انسانها با منزلت و حقوقی يکسان به دنيا میآيند. همگی از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و همگان بايد نسبت به یکديگر چونان برادر رفتار کنند. ماده 2 هرکس بدون هيچگونه تمايزی ازحيث نژاد، رنگ، جنسيت، زبان، مذهب، باور سياسی يا هر باور ديگری، خاستگاه ملی يا اجتماعي، دارايی و ولادت يا هر موقعيت ديگری از حقوق و آزادی هايی که در اين اعلاميه برشمرده شده است برخوردار است. بعلاوه هيچگونه تمايزی نبايد بر پايهٔ موقعيت سياسي، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی که شخص بدان تعلق دارد قايل شد، خواه مستقل باشد، خواه تحت قيمومت کشوری ديگر باشد، خواه غيرخود مختار باشد و يا از حيث تماميت ملی تحت هرگونه محدوديتی باشد. ماده 3 هرکس حق حيات، آزادی و برخورداری از امنيت شخصی را دارد. ماده 4 هيچکس را نبايد در بيگاری بردگی نگاه داشت؛ برده داری و تجارت برده بايد در تمامی اشكال آن ممنوع گردد. ماده 5 هيچکس را نبايد مورد ظلم و شكنجه و رفتار يا کيفری غير انسانی و يا تحقيرآميز قرار داد. ماده 6 هرکس حق دارد که درهرکجا بهعنوان شخص در پيشگاه قانون به رسميت شناخته شود. ماده 7 همگان در پيشگاه قانون يکساناند و حق دارند بدون هيچگونه تبعيضی از پشتيبانی قانون برخوردارشوند. همه حق دارند تا در برابر هرگونه تبعيضی که ناقض اين اعلاميه باشد ونيز در برابر هرگونه تحريکی که به هدف چنين تبعيضی صورت گيرد از پشتيبانی يکسان قانون برخوردار شوند. ماده 8 هرکس حق دادخواهی از محاکم صالحه ملی را در برابر اعمالی دارد که ناقض حقوق بنيادينی است که قانون اساسی يا هرقانون ديگری به او اعطا نموده است. ماده 9 هيچکس را نبايد خودسرانه دستگير، توقيف يا تبعيد کرد. ماده 10 هرکس حق دارد با مساوات کامل ازامکان دادرسی منصفانه و علنی توسط يک محکمه مستقل و بیطرف برای تعيين حقوق و تکاليف خويش و يا اتهامات جزايی وارده بر خود برخوردار شود. ماده 11 بند 1) هرکس که به ارتکاب جرمی متهم میشود اين حق را دارد که بيگناه فرض شود تا زمانی که جرم او بر اساس قانون در يک دادگاه علنی که درآن تمامی ضمانتهای لازم برای دفاع او وجود داشته باشد ثابت شود. بند2) هيچکس را نبايد به دليل انجام يا خودداری از انجام عملی که در هنگام ارتکاب، طبق قوانين ملی ويا بين المللی جرم محسوب نمیشده است مجرم شناخت و نيز کيفری شديدتر از آنکه درزمان ارتکاب جرم قابل اجرا بوده نبايد اعمال شود. ماده 12 هيچکس نبايد در معرض مداخلهٔ خودسرانه در زندگی شخصي، خانواده، خانه يا مکاتبات خود قرار گيرد و يا اينکه شرف و آبروی او مورد تعرض قرار گيرد. هرکس حق دارد که از حمايت قانون در برابر چنين مداخلهها و تعرضهايی برخوردار گردد. ماده 13 بند1) هرکس حق دارد در محدودهٔ مرزهای هر کشور آزادانه رفت و آمد و اقامت کند. بند2) هرکس حق دارد کشوری - ازجمله کشور خود- را ترک گفته و يا به کشور خود بازگردد. ماده 14 بند 1) هرکس که تحت پيگرد باشد حق دارد که از کشورهای ديگر طلب پناهندهگی نمايد و يا اينکه از پناهندگی برخوردارشود. بند2) اين حق در صورتی که پيگرد، حقيقتاً ناشی از جرمهای غير سياسی يا اعمال مغاير با اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد قابل استناد نيست. ماده 15 بند1) هرکس حق بهرهمندی از تابعيت ( مليت) را دارد. بند2) هيچکس را نمیتوان خودسرانه از تابعيت (مليت) خود محروم نمود و يا اينکه حق تغيير تابعيت ( مليت) را از وی سلب نمود. ماده 16 بند 1) هرمرد وزن بالغی بدون هيچگونه محدوديتی از حيث نژاد، مليت و مذهب حق ازدواج وتشکيل خانواده را دارد. مرد وزن در ازدواج، در طول دورهٔ ازدواج و فسخ آن از حقوقی يکسان برخوردارند. بند 2) ازدواج بايد با آزادی و رضايت کامل مرد و زن انجام گيرد. بند3 ) خانواده، واحد گروهی طبيعی و بنيادين جامعه است و حق برخورداری از حمايت جامعه و حکومت را دارد. ماده 17 بند1) هرکس به تنهايی يا همراه با ديگران حق مالكيت را دارد. بند 2) هيچکس را نبايد خودسرانه از حق مالكيتش محروم کرد. ماده 18 هرکس حق دارد ازآزادی انديشه، وجدان و مذهب بهرهمند گردد، اين حق شامل آزادی تغيير مذهب يا باور و نيز آزادی اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجای آوردن آيينها چه به تنهايی و چه بهصورت جمعی نيز میگردد. ماده 19 هرکس حق آزادی عقيده و بيان دارد؛ اين حق دربرگيرندهٔ آزادی ِ داشتن عقيده بدون مداخله، و آزادی درجست و جو، دريافت و انتقال اطلاعات و عقايد از طريق هر نوع رسانهای بدون در نظر گرفتن مرزها میشود. ماده 20 بند1) هرکس حق آزادی تجمع و ایجاد تشكل مسالمتآميز را دارد. بند2) هيچکس را نبايد مجبور به عضويت در يک تشكل کرد. ماده 21 بند1) هرکس حق دارد درحکومت کشور خود، خواه بهطور مستقيم و خواه به واسطهٔ نمايندهگانی که آزادانه انتخاب شوند مشارکت کند. بند2) هرکس حق دسترسی ِ يكسان به خدمات عمومی در کشورش را دارد. بند3) ارادهٔ مردم بايد اساس قدرت حکومت باشد؛ اين اراده بايد از طريق انتخابات ادواری و سالمی ابراز شود که با حق رای همگانی و يكسان و با استفاده از رای مخفی يا روشهای رایگيری آزاد برگزار شود. ماده 22 هرکس بهعنوان عضوی از جامعه حق برخورداری از امنيت اجتماعی را دارد و مجاز است تا از طريق تلاشهای ملی وهمکاريهای بينالمللی مطابق با تشكيلات و منابع هر کشور حقوق اقتصادي، اجتماعی و فرهنگی را که لازمهٔ منزلت و رشد آزادانهٔ شخصيت اوست را عملی کند. ماده 23 بند1) هرکس حق کارکردن، انتخاب آزادانهٔ شغل، برخورداری از شرايط منصفانه و رضايتبخش برای کار و برخورداری از حمايت دولت در برابر بيکاری را دارد. بند2) هرکس بدون هيچگونه تبعيض حق بهرهمندی از دستمزدی يكسان در برابر کار يكسان را دارد. بند3) هرکس که کار میکند حق دارد تا از دستمزدی منصفانه و رضايتبخش برخوردار گردد آنگونه که تامين کنندهٔ زندگی خود و خانواده وی به طريقی شايستهٔ منزلت اجتماعی باشد و درصورت لزوم با ديگر شيوههای حمايت اجتماعی تکميل شود. بند4) هرکس حق دارد اتحاديهای برای حمايت از منافع خود تشكيل دهد و يا در چنين اتحاديههايی عضو شود. ماده 24 هرکس حق استراحت کردن و فراغت و نیز تحديد ساعات کار در حد معقول و برخورداری ازتعطيلات ادواری با دريافت دستمزد را دارد. ماده 25 بند1) هرکس حق دارد از سطح معيشتی کافی برای سلامتی و رفاه خود و خانوادهاش از قبيل خوراک، پوشاک، مسکن و مراقبتهای پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری بهره مند گردد و حق دارد به هنگام بيكاری، بيماري، از کارافتادهگی، بيوهگی و سالخوردهگی يا فقدان وسيلهٔ امرار معاش و گذران زندهگی که خارج از اختيار وی است تامين گردد. بند2) مادران و کودکان حق دارند از مراقبتها و کمکهای ويژه برخوردار شوند. همهٔ کودکان خواه ثمرهٔ ازدواج باشند و خواه ثمرهٔ روابط خارج از ازدواج باشند بايد از حمايتهای اجتماعی يكسان بهرهمند شوند. ماده26 بند1) هرکس حق تحصيل دارد. تحصيل لااقل در مراحل ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. تحصيلات ابتدايی بايد اجباری باشد. آموزشهای فنی و حرفهای بايد دردسترس عموم قرار گيرد و آموزش عالی بايد برای همه و براساس شايستگی دردسترس باشد. بند2) آموزش بايد در جهت رشد کامل شخصيت انسانی و تقويت احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی باشد. بايد تفاهم، مدارا و مودت ميان تمامی ملل، گروههای نژادی و مذهبی را ارتقاء داده و فعاليتهای سازمان ملل متحد در جهت پاسداری از صلح را تسريع بخشد. بند3) والدين در گزينش نوع آموزش فرزندانشان حق تقدم دارند. ماده 27 بند 1) هرکس حق دارد در حيات فرهنگی جامعه مشارکت کند و از هنر و پيشرفتهای علمی و فوايد آن بهرهمند شود. بند2) هرکس حق دارد از منافع معنوی و مادی هر محصول علمي، ادبی يا هنری که خود پديد آورندهٔ آن است استفاده کند. ماده 28 هرکس حق برخورداری از نظمی اجتماعی يا بينالمللی را دارد که در آن حقوق و آزادیهای مورد اشاره در اين اعلاميه بهطور کامل قابل اجرا باشد. ماده 29 بند1) هرکس در قبال جامعهای که در آن رشد آزادانه و کامل شخصيت وی ممکن باشد وظيفهای دارد. بند2) برای اجرای اين حقوق، هرکس فقط بايد در برابر محدوديتهايی قرار گيرد که توسط قانون صرفاً به هدف تامين شناسايی و احترام به حقوق و آزادیهای ديگران و برآوردن مقتضيات منصفانه اخلاق، نظم عمومی و رفاه همگانی دريک جامعه دمکراتيک تعيين میشود. بند3) اين حقوق و آزادیها در هيچ موردی نبايد خلاف اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد. ماده 30 هيچيک از مفاد اين اعلاميه نبايد به گونهای تفسير شود که برای دولت، گروه يا شخصی حقی قائل شود که بهموجب آن بتواند به اقدامی در جهت پايمال کردن هريک از حقوق و آزادیهای مورد اشاره در اين اعلاميه دست یازد. + نوشته شده توسط ماردين در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت
4:5 |
با تبریک سال نو به تمامی مردم ایران و زندانیان سیاسی و خانواده زندانیان سیاسی و همه کسانی که در یک سال گذشته در مقابل خواسته های بحق خود سرکوب شدند اشاره کوتاهی به برخی از موارد نقض حقوق بشر می نمائیم . تا سندی باشند دال بر وحشیگری های رژیمی ضد ایرانی که از الف تا یای هر بند حقوق انسانی را زیر پا له می کند . بی شک این موارد قطره ای از دریایی ظلم و ستم بر ملت ایران است . اقلیت های قومی در سالی که گذشت رژیم جمهوری اسلامی علی رقم تمامی تلاش های فعالین حقوق بشری حداقل 13 تن از جوانان عرب اهوازی را در استان خوزستان اعدام کرد و بیش از 700 زندانی سیاسی فقط در یکی از سیاهچالهای رژیم قرون وسطائی در بند و در زیر شکنجه هستند . مردم بلوچستان که سالهای متمادی است در زیر فشار فقر و گرسنگی زندگی می کنند و در سال گذشته با فعالیت های نظامی برخی از گروه ها ، رژیم ناقض حقوق بشر شروع به اعدام جوانان بلوچ سرزمین رستم و سهراب نموده است . اما در این میان سازمان ملل نه تنها اقدامی در جهت محکومیت اقدامات رژیم جمهوری اسلامی نکرد بلکه انفجار های گروه مسلح جندالله را محکوم کرد . مردم آذرآبادگان در سالی که گذشت بزرگترین حرکت های مدنی را به پیش بردند و با تحصن و اعتراض بارها خواهان احقاق حقوق ملت آذربایجان شدند و در این میان بسیاری از جوانان ترک زبان دستگیر و روانه زندان ها شدند. در این میان نام کردستان سرزمین کهن ایرانیان فراموش نمی شود و وجود هزاران زندانی سیاسی با احکام سنگینی چون اعدام و حبس ابد نشان از نقض سیتماتیک حقوق بشر در این استان دارد. در سال گذشته فشار ها بر زندانیان سیاسی روز افزون بوده است و سال 85 بیشترین تهدیدات و ضرب و شتم و حتی قتل زندانیان سیاسی رخ داد که نشان از بازگشت به گذشته رژیم جمهوری اسلامی در سرکوب ها و کشتار ها دارد . قتل مشکوک دو زندانی سیاسی به نام های اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی نشان از شروع قتل و عام زندانیان سیاسی به شیوه خجالتی دارد. بند 209 زندان اوین محل شکنجه کلیه دگر اندیشان شده است و از ابتدای تابستان 85 تا کنون روز به روز بر تعداد بازداشت شدگان این بند مخوف افزوذه می شود به طوری که در سلول های 6 نفره بیش از 12 نفر نگهداری می شوند و در برخی موارد سلول های انفرادی نیز پذیرایی دو نفر شده است . نگهداری نماینده سابق مجلس آقای مهندس موسوی خوئینی ها در این بند و شکنجه های روحی و جسمی نشان از اوج بی شرمی رژیم جمهوری اسلامی دارد . و یا می توان به زنان آزاده ایران نیز اشاره کرد که در این بند مورد شکنجه و فحاشی مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفتند . و ده ها مورد دیگر که سالهاست در این بند نگهداری می شوند. در این بین شکنجه ها و ضرب و شتم زندانیان مقاوم زندان گوهر دشت فراموشی ناپذیر است که در پی قتل ولی الله فیض مهدوی بارها مورد تطمیع ، ضرب و شتم شدید و ... قرار گرفتند. در طی سال 84 زندانیان زندانهای گوهر دشت ، اوین ، بیرجند ، سمنان ، اردبیل ، ارومیه بارها دست به اعتصاب غذا زدند و می توان از کیوان رفیعی یاد کرد که سه بار دست به اعتصاب غذای خشک زد و یا از شادروان اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی باد کرد که در پی اعتصاب غذا به طرز مشکوکی جان سپردند.
در طی سال گذشته فشار بر اقلیت های مذهبی بیش از پیش ادامه یافت بیش از 70 تن از بهائیان در سال گذشته دستگیر و بیش از 20 تن محروم از تحصیل شدند و حتی برخی از آنان در بند 209 زندان اوین در بازداشت وزارت اطلاعات ماه های متمادی تحت شکنجه قرار گرفتند. بازداشت و دستگیری مسیحیان به اوج خود رسید و رژیم جمهوری اسلامی با یورش به کلیساهای مشهد ، رشت ، تهران ، سنندج ، کرج و ... بسیاری از هموطنان مسیحی را بازداشت کرد. در این بین می توان به بازداشت فرشته دیباج اشاره کرد. اما سرکوب اقلیت های مذهبی فقط مختص بهائیان و مسیحیان نیست بلکه در رژیم جمهوری اسلامی حتی مسلمانان دگر اندیش نیز اقلیت مذهبی به شمار می روند بازداشت آیت الله کاظمینی بروجردی به همراه 600 تن از یارانش نشان از اوج سرکوب این قشر را دارد. لازم به توضیح است در بین بازداشت شدگان کودکان خردسال نیز تحت شکنجه قرار گرفتند و به مدت های طولانی در بند 209 اوین نیز نگهداری شدند. سرکوب دراویش گنابادی در نوع خود کم نظیر بوده است ، بطوری که حتی وکلای آنها نیز تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند.
کارگران ایران یکی از سیاهترین سالهای زندگی خود را در اوج فشار های اقتصادی متحمل شدند و در این جا سرکوب سندیکای شرکت واحد و اتوبوس رانی خود نمونه بارز تشکل های کارگری دیگر است که از انسجام کمتری نسبت به سندیکای شرکت واحد برخوردار بودند. رژیم جمهوری اسلامی با تهدید به اخراج ، بازداشت ، محاکمه و در برخی مواقع به گلوله بستن تجمع کارگران از خواست مطالبات آنها جلوگیری کرد. بسیاری از کارگران دولتی با عدم دریافت بیش از 6 ماه حقوق و یا یکسال در مضیقه شدید مالی قرار دارند اما مسئولین مربوطه فقط در اندیشه راهی برای سرکوب آنها می باشند. اما سال 85 اوج شکوفایی جنبش زنان در ایران بود آنها با تجمع 20 خرداد نقطه عطف دیگری در تاریخ مبارزات خود برای ایجاد برابری زن و مرد بوجود آوردند که به شکل کاملا سازمان بافته و جسورانه به پیش رفت اگر چه تجمع آنان سرکوب شد و بیش از 130 تن از فعالین جنبش زنان بازداشت شدند اما ادامه روند رو به رشد و راه اندازی کمپینگ یک میلیون امضا خود نشان از عزم راسخ زنان برای مطالبات خود را داشته است . اما لازم به توضیح است که در سایه این پیروزی ها زنان ایران یکی از بدترین سالهای خود را سپری کردند و طرح های رژیم اسلامی و جداسازی زن و مرد در پارک ها و یا بانک ها و یا سرکوب زنان در اواخر سال 85 خود نمونه بارز عملکرد رژیم اسلامی در سرکوب زنان می باشد. در سال 85 اعدام های دسته جمعی در زندان های کشور انجام شد و هفته ای نبود که خبر از اعدام ده ها تن از جوانان در زندان به گوش نرسد ، اعدام ها فقط مختص مجرمین عادی نبود و ده ها تن از جوانان آزادی خواه با عناوینی چون مفسد و محارب نیز اعدام شدند. رژیم جمهوری اسلامی در اعدام کودکان نیز بر دیگر کشور ها پیشی گرفت . در این میان سهم فعالین حقوق بشری برای نجات جان ایشان فقط یک نفر بوده است .
+ نوشته شده توسط ماردين در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت
3:42 |
2007-03-26
به مناسبت فرارسیدن سال نو، عصر روز سه شنبه مورخ 29 اسفند 85 خورشیدی، در یکی از مقرهای دفتر سیاسی حزب و با حضور دبیر کل و اعضای رهبری و صدها تن از کادر و پیشمرگان مبارز و خانوادههایشان و همچنین جمع کثیری از مهمانان، مراسم با شکوهی برگزار شد.
در ابتدا دختران و پسران دمکرات مراسم را با سرود "ئهم رۆژی ساڵی تازهیه نهورۆزه هاتهوه" (نوروز باز آمد امروز سال نو است)، آغاز نمودند. سپس به همین مناسبت فرخنده رفیق مبارز آقای مصطفی هجری سخنانی چند ایراد نمود. سپس بدنبال آن، سرودی که گروه هنری حزب آن را آماده کرده بودند، اجرا شد. پس از ترانه شاد بهاری، هنرمند آقای فتاح سبزواری با ذوق و سلیقه هنری خود، هر چه بیشتر مراسم مزین ساخت. پس از قرائت پیامهای تبریک اتحادیههای جوانان، زنان و دانشجویان دمکرات کردستان ایران، پند تابلو رقص کردی از جانب دختران و پسران جوان به نمایش گذاشته شد. بخش پایانی مراسم برافروختن آتش نوروزی بود که از جانب دبیر کل حزب و خانم رابعه رحیمی که همسر شهید میباشد، انجام شد. سپس شرکت کنندگان به رقص و پایکوبی پرداخته و سال نو را به همدیگر تیریک میگفتند. شایان ذکر است که رقص و پایکوبی تا پاسی از شب ادامه داشت که هنرمند فتاح سبزواری با ترانههای شاد خود شرکت کنندگان را همراهی میکرد. + نوشته شده توسط ماردين در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت
15:19 |
برای دموکراسی در سال جدید تلاش خواهیم کرد.ایران و ایرانی لایق آزادی است. ننگ بر کسانی که مخالف باشند.ننگ بر کسانی که دین و سیاست را یکی میدانند و چهره هر دو را کریه میکنند.ننگ بر کسانی که سرمایه ملی را به فلسطین و حزب الله میدهند.ننگ بر کسانی که به جای خدمت به مردم جیب خود را پر میکنند. زنده باد خاک ایران.زنده باد کسانی برای خاک میجنگند.زنده باد کسانی که میدانند آزادی چه ارزشی دارد.زنده باد ایرانی.
جاوید ایران
سرفراز ایرانی
گرفته شده از وبلاگ من و تو -ایرانی آزاد + نوشته شده توسط ماردين در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت
14:52 |
سال ۱۳۸۶ نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی چنگ در پرده همین میدهدت پند ولی وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است حیف باشد که ز کار همه غافل باشی نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف گر شب و روز در این قصه مشکل باشی گر چه راهیست پر از بیم زما تا بر دوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی
نوروز باستانی این تنها جشن به جای مانده از تمدن کهن ایران زمین بر شما مبارک باد
هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز + نوشته شده توسط ماردين در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت
14:39 |
در بامداد روز 10 فروردین ماه سال 1326 خورشیدی (30/3/1947 میلادی) پیشوا قاضی، محمد حسین خان سیف قاضی (پسر عموی پیشوا) و ابوالقاسم صدر قاضی (برادر پیشوا) پس از دو محاكمهی ناعادلانه و فرمایشی از جانب دشمنان ملت كرد در میدان "چوارچرا" در شهر مهاباد، یعنی همان مكانی كه روز 2 بهمن 1324 خورشیدی (22/1/1946 میلادی) جمهوری كردستان در آنجا اعلام شده بود به دار آویختهو شهید شدند و همان روز با دستان مردم مبارز در گورستان ملاجامی به خاك مقدس وطن سپرده شدند. + نوشته شده توسط ماردين در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت
1:37 |
عبدالرحمن قاسملو در شب یلدای سال 1309 شمسی، مصادف با 22 دسامبر سال 1930 میلادی در یك خانواده زمیندار ثروتمند در شهر ارومیه چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را ابتدا در ارومیه وسپس در تهران بپایان رسانید. هنوز نوجوانی بیش نبود كه با مسایل سیاسی آشنایی پیدا كرد و افكار آزادیخواهانه در ذهنش جای گرفت. وی در این باره در كتاب "چهل سال مبارزه در راه آزادی " پس از بحث دربارهی سفر 30 تن از مالكین و رۆسای عشایر كرد به باكو بنا به دعوت دولت شوروی چنین مینویسد: + نوشته شده توسط ماردين در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت
1:35 |
صادق شرفكندی، دبیركل حزب دمكرات كردستان ایران، روز 21 دیماه سال 1316 خورشیدی ـ 11 1ژانویه سال 1938 میلادی در خانوادهای وطن پرست و میهن دوست در روستای "تهرهغه" از توابع بوكان دیده به جهان گشود. در دوران كودكی از پدر محروم و تحت سرپرستی و مراقبت برادر بزرگترش، یعنی شاعر بزرگ و میهن پرست كرد مرحوم استاد "ههژار" قرار گرفت. دوران كودكی زندهیاد"دكتر محمد صادق شرفكندی" همزمان بود با گسترش مبارزات آزادیخوانه مردم كردستان و تأسیس جمهوری كردستان. لذا توصیههاو رهنمودهای برادرآگاه و انقلابیش همراه بسیاری از تصاویر رخدادهای آن مرحله از تاریخ در فكر و اندیشه او نقش بست. + نوشته شده توسط ماردين در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت
1:31 |
|
|
